associablenesses

[ایالات متحده]/əˈsoʊʃiəblənsiz/
[بریتانیا]/əˈsoʊʃiəb lənˌsiz/

ترجمه

n. کیفیت اجتماعی بودن یا آسان بودن برای ارتباط برقرار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

exploring associablenesses

بررسی وابستگی‌ها

shared associablenesses

وابستگی‌های مشترک

cultivating positive associablenesses

پرورش وابستگی‌های مثبت

understanding different associablenesses

درک وابستگی‌های مختلف

strengthening existing associablenesses

تقویت وابستگی‌های موجود

جملات نمونه

her associablenesses with various groups helped her career.

ارتباطات او با گروه‌های مختلف به پیشرفت شغلی‌اش کمک کرد.

the associablenesses of team members can enhance collaboration.

ارتباطات اعضای تیم می‌تواند همکاری را افزایش دهد.

developing associablenesses is crucial in networking.

توسعه ارتباطات در شبکه‌سازی بسیار مهم است.

his associablenesses made him a popular figure in the community.

ارتباطات او او را به چهره‌ای محبوب در جامعه تبدیل کرد.

she values the associablenesses that come from diverse experiences.

او به ارتباطاتی که از تجربیات متنوع حاصل می‌شوند، ارزش می‌دهد.

associablenesses can lead to new opportunities in business.

ارتباطات می‌تواند منجر به فرصت‌های جدید در کسب‌وکار شود.

improving your associablenesses can benefit your social life.

بهبود ارتباطات شما می‌تواند به زندگی اجتماعی شما کمک کند.

her associablenesses with mentors were invaluable.

ارتباطات او با مربیان بسیار ارزشمند بود.

associablenesses often determine the success of a project.

ارتباطات اغلب موفقیت یک پروژه را تعیین می‌کند.

he focused on building his associablenesses in the industry.

او بر ایجاد ارتباطات خود در صنعت تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید