asterisked

[ایالات متحده]/ˈæstəraɪzd/
[بریتانیا]/ˈæs.tər.ˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با یک ستاره یا ستاره‌ها علامت‌گذاری کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

asterisked footnote

یادداشت ستاره‌دار

asterisked email address

آدرس ایمیل ستاره‌دار

asterisked warning message

پیام هشدار ستاره‌دار

asterisked requirements

الزامات ستاره‌دار

asterisked code comment

نظرات کد ستاره‌دار

جملات نمونه

he asterisked the important points in his notes.

او نکات مهم را در یادداشت‌های خود علامت‌گذاری کرد.

the teacher asterisked the homework assignments for clarity.

معلم برای وضوح، تکالیف را علامت‌گذاری کرد.

she asterisked the items that needed to be completed first.

او مواردی را که ابتدا باید تکمیل می‌شدند، علامت‌گذاری کرد.

the editor asterisked the sections that required revision.

وی بخش‌هایی را که نیاز به بازبینی داشتند، علامت‌گذاری کرد.

in the report, he asterisked the data that was questionable.

در گزارش، داده‌هایی که مشکوک بودند را علامت‌گذاری کرد.

she asterisked the references that were outdated.

او منابعی را که قدیمی بودند، علامت‌گذاری کرد.

the document included a section where terms were asterisked.

سند شامل بخشی بود که در آن اصطلاحات علامت‌گذاری شده بودند.

during the meeting, he asterisked key decisions for follow-up.

در طول جلسه، تصمیمات کلیدی را برای پیگیری علامت‌گذاری کرد.

all items that require attention were asterisked in the list.

تمام مواردی که نیاز به توجه داشتند در لیست علامت‌گذاری شدند.

the author asterisked the quotes that needed citations.

نویسنده نقل قول‌هایی را که نیاز به استناد داشتند، علامت‌گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید