astride

[ایالات متحده]/ə'straɪd/
[بریتانیا]/ə'straɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با پاها در هر طرف; در حالت نشسته
adj. با پاها در هر طرف; در حالت نشسته
prep. با پاها روی; در هر دو طرف

عبارات و ترکیب‌ها

sit astride

نشستن سوار بر

stride astride

قدم گذاشتن سوار بر

astride a horse

سوار بر اسب

astride the fence

سوار بر نرده

astride a motorcycle

سوار بر موتورسیکلت

astride the divide

سوار بر خط جداکننده

جملات نمونه

a figure astride a horse.

شخصیتی که سوار بر اسبی ایستاده است.

the port stands astride an international route.

بندر در مسیر یک مسیر بین‌المللی قرار دارد.

this picturesque village astride the River Coln.

این روستای زیبا در کنار رودخانه کلن واقع شده است.

That pretty girl rode astride the horse.

آن دختر زیبا سوار بر اسب شد.

Spurred riders sat astride sleek mares.

اسبان تازه‌نشان سوار بر مادیان‌های خوش‌نما نشستند.

in the van were the foremost chiefs and some of the warriors astride horses.

در پیشرو، رئیسان برجسته و برخی از جنگجویان سوار بر اسب بودند.

1.Bridgepore is a micromodule of the rise and fall ofcities-cities that prospered because of their locations astride major transportation routes.

بریج‌پورت یک بخش کوچک از ظهور و سقوط شهرها است - شهرهایی که به دلیل موقعیت خود در مسیرهای حمل و نقل اصلی رونق یافته‌اند.

The tobacconist on the other side of the street brought a chair out on to the pavement in front of his door and sat astride it, resting his arms on the back.

فروشنده تنباکو در آن طرف خیابان یک صندلی را جلوی در خود روی پیاده‌رو گذاشت و سوار بر آن نشست و دست‌های خود را به پشتی آن تکیه داد.

نمونه‌های واقعی

She sits astride VIC and pumps away vigorously.

او به صورت سواری روی VIC نشسته و با جدیت پمپ می‌کند.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

If the motorcycle was huge, it was nothing to the man sitting astride it.

اگر موتورسیکلت بزرگ بود، برای مردی که سوارش بود هیچ چیز نبود.

منبع: Idol speaks English fluently.

Astride her web, Charlotte sat moodily eating a horsefly and thinking about the future.

در حالی که روی تار عنکبوتش سوار بود، شارلوت با حالتی گرفته حشره‌خوار بود و در مورد آینده فکر می‌کرد.

منبع: Charlotte's Web

He was a good-sized, powerful man, and as he stood poising himself with legs astride

او مردی با جثه خوب و قدرتمند بود و در حالی که با پاهایی که به صورت سواری قرار داشت ایستاده بود.

منبع: The Sign of the Four

She settled herself astride and leaned forward, whispering things in its ear.

او خود را به صورت سواری قرار داد و به جلو خم شد، در گوشش چیزهایی زمزمه کرد.

منبع: The Chronicles of Narnia C.S. Lewis

The day be he arrived astride a horse.

روز ورود او به صورت سواری بر روی اسب.

منبع: Pan Pan

Nejdanov also seated himself astride on a chair in front of Solomin, but did not light a cigar.

نجدانوف نیز به صورت سواری روی یک صندلی در مقابل سولامین نشست، اما سیگاری روشن نکرد.

منبع: The Virgin Land (Part 2)

Salacious cartoons depicted Rome as a brothel, cardinals emerging from the Devil's backside and the pope astride a pig.

تصاویر کارتونی غنایم، رم را به عنوان یک روسپی‌خانه به تصویر می‌کشید، کاردینال‌ها از پشت شیطان بیرون می‌آمدند و پاپ به صورت سواری بر روی خاری.

منبع: The Economist Culture

It was decided that forts such as Chesters would be placed astride the wall, each housing as many as 1000 men!

تصمیم گرفته شد که قلعه‌هایی مانند چسترها در امتداد دیوار قرار گیرند، هر کدام محل استقرار تا 1000 نفر باشند!

منبع: A Concise History of Britain (Bilingual Selection)

He saw him five or six feet higher up, sitting astride one of the rafters of the roof.

او او را پنج یا شش فوت بالاتر دید، در حالی که سوار یکی از خرپای سقف بود.

منبع: The Red and the Black (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید