straddling

[ایالات متحده]/ˈstræd.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstræd.əl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشستن یا ایستادن با یک پا در هر طرف چیزی; کشیده شدن یا قرار گرفتن در دو طرف چیزی; کشت کردن در دو طرف یک ردیف

عبارات و ترکیب‌ها

straddling lines

طولانی کردن خطوط

straddling issues

درگیر مسائل

straddling fences

پرش از روی حصارها

straddling categories

عبور از دسته‌ها

straddling cultures

عبور از فرهنگ‌ها

straddling roles

عبور از نقش‌ها

straddling regions

عبور از مناطق

straddling concepts

عبور از مفاهیم

straddling boundaries

عبور از مرزها

straddling platforms

عبور از پلتفرم‌ها

جملات نمونه

the fence was straddling the property line.

نرده مرز ملکیت را عبور می‌کرد.

he was straddling two different cultures.

او بین دو فرهنگ متفاوت در حال تعادل بود.

she sat straddling the bicycle.

او در حالی که روی دوک‌بزرگ‌نمایی نشسته بود، دوچرخه را در بر گرفت.

the company is straddling the tech and finance sectors.

شرکت در حوزه‌های فناوری و مالی در حال تعادل است.

they are straddling the line between work and play.

آنها بین کار و تفریح در حال تعادل هستند.

he was straddling the fence during the debate.

او در طول بحث در حال دودلی بود.

the bridge is straddling the river.

پل رودخانه را عبور می‌کند.

she felt like she was straddling two worlds.

او احساس می‌کرد که بین دو دنیا در حال تعادل است.

the project is straddling different time zones.

پروژه در مناطق زمانی مختلف در حال تعادل است.

he is straddling the line between genius and madness.

او بین نابغی و جنون در حال تعادل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید