asynchronisms

[ایالات متحده]/ˌæsɪn.krɒnɪ.zəmz/
[بریتانیا]/ˌæsɪnˈkrɑːnɪzəm/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت غیرهمزمان بودن؛ عدم همزمانی.

جملات نمونه

asynchronisms can lead to delays in project timelines.

ناهمگونی‌ها می‌توانند منجر به تأخیر در زمان‌بندی پروژه‌ها شوند.

understanding asynchronisms is crucial in system design.

درک ناهمگونی‌ها در طراحی سیستم بسیار مهم است.

asynchronisms often occur in network communications.

ناهمگونی‌ها اغلب در ارتباطات شبکه رخ می‌دهند.

the developer addressed asynchronisms in the code.

توسعه‌دهنده به مشکل ناهمگونی‌ها در کد رسید.

asynchronisms can improve the efficiency of processes.

ناهمگونی‌ها می‌توانند کارایی فرآیندها را بهبود بخشند.

we need to analyze the asynchronisms in our workflow.

ما باید ناهمگونی‌ها را در گردش کار خود تجزیه و تحلیل کنیم.

asynchronisms can complicate debugging efforts.

ناهمگونی‌ها می‌توانند تلاش‌های اشکال‌زدایی را پیچیده کنند.

managing asynchronisms is essential for smooth operation.

مدیریت ناهمگونی‌ها برای عملکرد روان ضروری است.

asynchronisms are common in modern software applications.

ناهمگونی‌ها در برنامه‌های کاربردی مدرن نرم‌افزار رایج هستند.

we should document the asynchronisms we encounter.

ما باید ناهمگونی‌هایی که با آن‌ها مواجه می‌شویم را مستند کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید