atelia

[ایالات متحده]/əˈtiːliə/
[بریتانیا]/əˈteɪliə/

ترجمه

n. وضعیت غیرتوسعه‌یافته یا به طور ناقص شکل‌گرفته.

عبارات و ترکیب‌ها

atelia concept

مفهوم اتلیا

explore atelia principles

بررسی اصول اتلیا

atelia design framework

چارچوب طراحی اتلیا

implement atelia methodology

اجرای روش‌شناسی اتلیا

atelia for innovation

اتلیا برای نوآوری

understanding atelia's impact

درک تأثیر اتلیا

atelia in practice

اتلیا در عمل

جملات نمونه

atelia is a rare flower found in tropical regions.

آتلیا یک گل کمیاب است که در مناطق گرمسیری یافت می‌شود.

the atelia plant requires a lot of sunlight to thrive.

گیاه آتلیا برای رشد به مقدار زیادی نور خورشید نیاز دارد.

many gardeners are interested in cultivating atelia.

بسیاری از باغداران به کشت آتلیا علاقه دارند.

atelia has a unique fragrance that attracts pollinators.

آتلیا دارای رایحه ای منحصر به فرد است که حشرات گرده افشان را جذب می کند.

in some cultures, atelia is used for medicinal purposes.

در برخی فرهنگ‌ها، از آتلیا برای اهداف دارویی استفاده می‌شود.

atelia blooms beautifully in the spring season.

آتلیا در فصل بهار به زیبایی شکوفا می شود.

people often admire the beauty of atelia flowers.

افراد اغلب به زیبایی گل های آتلیا علاقه مندند.

atelia can be found in various colors and sizes.

آتلیا را می توان در رنگ ها و اندازه های مختلف یافت.

growing atelia requires specific soil conditions.

کشت آتلیا به شرایط خاک خاصی نیاز دارد.

atelia is often featured in botanical gardens.

آتلیا اغلب در باغ های گیاه شناسی به نمایش گذاشته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید