atomizes

[ایالات متحده]/ˈætəmaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˌæt̬əmaɪˈzaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به اتم‌ها تجزیه کردن یا چیزی را به یک اسپری ریز تبدیل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

atomizes the market

بازار را اتمیزه می‌کند

atomizes complex tasks

وظایف پیچیده را اتمیزه می‌کند

atomizes competition

رقابت را اتمیزه می‌کند

atomizes complex problems

مشکلات پیچیده را اتمیزه می‌کند

atomizes the audience

مخاطبان را اتمیزه می‌کند

atomizes the competition

رقابت را اتمیزه می‌کند

atomizes customer interactions

تعاملات مشتری را اتمیزه می‌کند

atomizes knowledge sharing

اشتراک‌گذاری دانش را اتمیزه می‌کند

جملات نمونه

the machine atomizes the liquid for better absorption.

دستگاه مایع را برای جذب بهتر اتمیزه می‌کند.

she atomizes the essential oils before applying them.

او قبل از استفاده، روغن‌های ضروری را اتمیزه می‌کند.

the new technology atomizes fuel for more efficient combustion.

فناوری جدید سوخت را برای احتراق کارآمدتر اتمیزه می‌کند.

atomizes the ingredients to create a smooth texture.

مواد را اتمیزه می‌کند تا بافتی صاف ایجاد کند.

the artist atomizes paint to achieve a fine mist effect.

هنرمند رنگ را اتمیزه می‌کند تا جلوه‌ای مهیای ظریف ایجاد کند.

the spray nozzle atomizes the water for better coverage.

نازل اسپری آب را برای پوشش بهتر اتمیزه می‌کند.

atomizes the solution to enhance its effectiveness.

محلول را اتمیزه می‌کند تا اثربخشی آن را افزایش دهد.

the device atomizes the medicine for easier inhalation.

دستگاه دارو را برای تنفس آسان‌تر اتمیزه می‌کند.

atomizes the particles to create a fine aerosol.

ذرات را اتمیزه می‌کند تا یک آیروسل ظریف ایجاد کند.

the chef atomizes the sauce for a gourmet presentation.

سرآشپز سس را برای ارائه لوکس اتمیزه می‌کند.

the new technology atomizes the material for better absorption.

فناوری جدید ماده را برای جذب بهتر اتمیزه می‌کند.

the artist atomizes colors to create a vibrant painting.

هنرمند رنگ‌ها را اتمیزه می‌کند تا نقاشی زنده‌ای ایجاد کند.

in the lab, the scientist atomizes the solution for analysis.

در آزمایشگاه، دانشمند محلول را برای تجزیه و تحلیل اتمیزه می‌کند.

the device atomizes the liquid for efficient distribution.

دستگاه مایع را برای توزیع کارآمد اتمیزه می‌کند.

atomizes the ingredients to enhance the flavor of the dish.

مواد را اتمیزه می‌کند تا طعم غذا را افزایش دهد.

the spray atomizes the perfume for a fine mist.

اسپری عطر را برای ایجاد مه ظریف اتمیزه می‌کند.

atomizes the pollutants to reduce their impact on the environment.

آلاینده‌ها را اتمیزه می‌کند تا تأثیر آنها بر محیط زیست را کاهش دهد.

the new engine atomizes fuel for better combustion.

موتور جدید سوخت را برای احتراق بهتر اتمیزه می‌کند.

atomizes the medication for easier inhalation.

دارو را برای تنفس آسان‌تر اتمیزه می‌کند.

the chef atomizes the sauce to create a unique presentation.

سرآشپز سس را اتمیزه می‌کند تا یک ارائه منحصر به فرد ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید