atypia

[ایالات متحده]/ˈætɪpiːə/
[بریتانیا]/ˌætɪˈpiːə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت غیرعادی بودن؛ ناهنجاری در ساختار یا توسعه.

عبارات و ترکیب‌ها

atypia in histology

آتیپی در هیستولوژی

atypia of cells

آتیپی سلول‌ها

atypical features atypia

ویژگی‌های غیرمعمول، آتیپی

evidence of atypia

شواهد آتیپی

presence of atypia

حضور آتیپی

atypia in biopsy

آتیپی در نمونه‌برداری

assessing for atypia

ارزیابی برای آتیپی

significant atypia

آتیپی قابل توجه

rule out atypia

رد کردن آتیپی

جملات نمونه

atypia can be an indicator of early cancer.

آتیپیا می‌تواند نشان‌دهنده سرطان در مراحل اولیه باشد.

the pathologist noted atypia in the tissue sample.

پاتولوژیست به وجود آتیپیا در نمونه بافت اشاره کرد.

atypia is often assessed during a biopsy.

آتیپیا اغلب در طول بیوپسی ارزیابی می‌شود.

patients with atypia may require further testing.

بیماران مبتلا به آتیپیا ممکن است به آزمایشات بیشتری نیاز داشته باشند.

understanding atypia helps in diagnosing diseases.

درک آتیپیا به تشخیص بیماری‌ها کمک می‌کند.

not all atypia is related to malignancy.

همه آتیپیاها به بدخیمی مرتبط نیستند.

atypia can sometimes be reversible.

آتیپیا گاهی اوقات قابل برگشت است.

monitoring atypia is crucial for patient care.

نظارت بر آتیپیا برای مراقبت از بیمار بسیار مهم است.

research on atypia is ongoing in many medical fields.

تحقیقات در مورد آتیپیا در بسیاری از زمینه‌های پزشکی در حال انجام است.

the presence of atypia raises clinical concerns.

وجود آتیپیا نگرانی‌های بالینی را افزایش می‌دهد.

the biopsy showed signs of atypia in the tissue samples.

بیوپسی نشانه‌هایی از آتیپیا در نمونه‌های بافت نشان داد.

doctors are concerned about the atypia observed in the patient's cells.

پزشکان در مورد آتیپیا مشاهده شده در سلول‌های بیمار نگران هستند.

atypia can indicate the potential for cancer development.

آتیپیا می‌تواند نشان‌دهنده پتانسیل رشد سرطان باشد.

monitoring atypia is crucial for early cancer detection.

نظارت بر آتیپیا برای تشخیص زودهنگام سرطان بسیار مهم است.

the pathologist noted atypia in the microscopic examination.

پاتولوژیست به وجود آتیپیا در معاینات میکروسکوپی اشاره کرد.

increased atypia can suggest a more aggressive tumor behavior.

افزایش آتیپیا می‌تواند نشان‌دهنده رفتار تومور تهاجمی‌تر باشد.

understanding atypia helps in diagnosing various conditions.

درک آتیپیا به تشخیص شرایط مختلف کمک می‌کند.

patients with atypia may require closer follow-up.

بیماران مبتلا به آتیپیا ممکن است به پیگیری دقیق‌تری نیاز داشته باشند.

the report highlighted atypia as a key finding.

گزارش به آتیپیا به عنوان یک یافته کلیدی اشاره کرد.

research on atypia continues to evolve in medical science.

تحقیقات در مورد آتیپیا همچنان در حال تکامل در علم پزشکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید