autrefois, j'allais
قبل از این، من میرفتم
autrefois, elle chantait
قبل از این، او میآواز میداد
autrefois, il riait
قبل از این، او میخندید
autrefois, nous étions
قبل از این، ما بودیم
autrefois, ils dansaient
قبل از این، آنها رقصیدند
autrefois, ici
قبل از این، اینجا
autrefois, souvent
قبل از این، اغلب
autrefois, déjà
قبل از این، از پیش
autrefois, ensemble
قبل از این، با هم
autrefois, maintenant
قبل از این، اکنون
autrefois, the village was a bustling center of trade.
روستا در گذشته مرکزی فعال از نظر تجارت بود.
autrefois, i used to spend hours reading in the library.
در گذشته من میکردم ساعات خواندن در کتابخانه.
autrefois, the process was much more complicated and time-consuming.
در گذشته فرآیند بسیار پیچیدهتر و زمانبرتر بود.
autrefois, people relied heavily on handwritten letters for communication.
در گذشته مردم به طور چشمگیری از نامههای دستنویس برای ارتباط استفاده میکردند.
autrefois, the cost of living was significantly lower.
در گذشته هزینه زندگی به طور قابل توجهی کمتر بود.
autrefois, we would gather around the fireplace every evening.
در گذشته ما هر شب در اطراف کوره جمع میشدیم.
autrefois, the music was simpler and more acoustic.
در گذشته موسیقی سادهتر و آکوستیکتر بود.
autrefois, travel was a luxury few could afford.
در گذشته سفر یک لذت گرانقیمت بود که فقط چند نفر میتوانستند آن را تحمل کنند.
autrefois, the fashion trends were quite different.
در گذشته روندهای مد کاملاً متفاوتی بود.
autrefois, i believed everything i was told.
در گذشته من هر چه به من گفته میشد را باور میکردم.
autrefois, the neighborhood felt much safer.
در گذشته منطقه احساس امنیت بسیار بیشتری داشت.
autrefois, j'allais
قبل از این، من میرفتم
autrefois, elle chantait
قبل از این، او میآواز میداد
autrefois, il riait
قبل از این، او میخندید
autrefois, nous étions
قبل از این، ما بودیم
autrefois, ils dansaient
قبل از این، آنها رقصیدند
autrefois, ici
قبل از این، اینجا
autrefois, souvent
قبل از این، اغلب
autrefois, déjà
قبل از این، از پیش
autrefois, ensemble
قبل از این، با هم
autrefois, maintenant
قبل از این، اکنون
autrefois, the village was a bustling center of trade.
روستا در گذشته مرکزی فعال از نظر تجارت بود.
autrefois, i used to spend hours reading in the library.
در گذشته من میکردم ساعات خواندن در کتابخانه.
autrefois, the process was much more complicated and time-consuming.
در گذشته فرآیند بسیار پیچیدهتر و زمانبرتر بود.
autrefois, people relied heavily on handwritten letters for communication.
در گذشته مردم به طور چشمگیری از نامههای دستنویس برای ارتباط استفاده میکردند.
autrefois, the cost of living was significantly lower.
در گذشته هزینه زندگی به طور قابل توجهی کمتر بود.
autrefois, we would gather around the fireplace every evening.
در گذشته ما هر شب در اطراف کوره جمع میشدیم.
autrefois, the music was simpler and more acoustic.
در گذشته موسیقی سادهتر و آکوستیکتر بود.
autrefois, travel was a luxury few could afford.
در گذشته سفر یک لذت گرانقیمت بود که فقط چند نفر میتوانستند آن را تحمل کنند.
autrefois, the fashion trends were quite different.
در گذشته روندهای مد کاملاً متفاوتی بود.
autrefois, i believed everything i was told.
در گذشته من هر چه به من گفته میشد را باور میکردم.
autrefois, the neighborhood felt much safer.
در گذشته منطقه احساس امنیت بسیار بیشتری داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید