avengeance

[ایالات متحده]/əˈvendʒəns/
[بریتانیا]/əˈvendʒəns/

ترجمه

v. انتقام گرفتن یا مجازات کردن به دلیل یک اشتباه یا آسیب؛ برای جبران خسارت.

جملات نمونه

he swore vengeance against those who had wronged his family.

او عفویت را علیه کسانی که خانواده‌اش را زیان دیده بودند، قسم خورده بود.

the victims cried out for vengeance in the empty halls.

بیماران در محوطه‌های خالی سر و صدا کردند تا عفویت را بخواهند.

she sought vengeance for the murder of her beloved brother.

او عفویت را برای قتل برادر عزیش دنبال می‌کرد.

the king demanded swift vengeance against the rebellious nobles.

پادشاه از نوکرایی‌های باغی‌خواهان عفویتی سریع خواست.

his heart burned with cold vengeance after the betrayal.

قلب او پس از خیانت با عفویت سرد سوزانده شد.

they exacted terrible vengeance upon the enemy village.

آنها به روستای دشمن عفویتی شدید وارد کردند.

an oath of vengeance was sworn beneath the ancient oak.

یک قسم عفویت زیر چنار باستانی قسم گرفته شد.

the ghost of his father haunted him in vengeance.

خیال پدرش او را به دلیل عفویت دوید.

divine vengeance struck the corrupt city without mercy.

عفویت معبودی به شهر فاسد بدون نمی‌تواند زد.

her desire for vengeance consumed all other thoughts.

خواسته‌ی عفویت او تمام فکر دیگر را خورده بود.

the warriors promised vengeance to their fallen comrades.

نیروهای مسلح عفویت را به همکارانشان که کشته شده بودند، وعده دادند.

swift vengeance followed the treacherous act of betrayal.

عفویتی سریع پس از عمل خیانت‌آمیز دنبال شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید