aviate

[ایالات متحده]/ˈeɪv.iˌeɪt/
[بریتانیا]/əˈveɪteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v پرواز کردن یک هواپیما؛ هدایت یک هواپیما
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریaviating
قسمت سوم فعلaviated
زمان گذشتهaviated
شکل سوم شخص مفردaviates
جمعaviates

عبارات و ترکیب‌ها

aviate through turbulence

پرواز در میان تلاطم

جملات نمونه

many pilots dream of learning to aviate at a young age.

بسیاری از خلبان‌ها رویای یادگیری پرواز در سنین پایین را دارند.

to aviate safely, one must understand the principles of flight.

برای پرواز ایمن، باید اصول پرواز را درک کرد.

he decided to aviate as a career after taking a flight lesson.

او پس از گذراندن یک کلاس پرواز تصمیم گرفت که پرواز را به عنوان شغل انتخاب کند.

it's important to aviate with a licensed instructor for your first flight.

برای اولین پرواز، مهم است که با یک مربی دارای مجوز پرواز کنید.

she practiced hard to aviate smoothly during her training.

او سخت تمرین کرد تا در طول آموزش به طور روان پرواز کند.

to aviate effectively, one must master navigation skills.

برای پرواز موثر، باید مهارت‌های ناوبری را به دست آورد.

before you can aviate solo, you need to log a certain number of hours.

قبل از اینکه بتوانید به تنهایی پرواز کنید، باید تعداد مشخصی ساعت را ثبت کنید.

he learned to aviate in different weather conditions.

او یاد گرفت که در شرایط آب و هوایی مختلف پرواز کند.

to aviate well, you must remain calm under pressure.

برای پرواز خوب، باید در شرایط فشار آرامش خود را حفظ کنید.

they organized a workshop to teach students how to aviate.

آنها یک کارگاه آموزشی برای آموزش به دانشجویان نحوه پرواز برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید