avoidably

[ایالات متحده]/[əˈvɔɪdəbli]/
[بریتانیا]/[əˈvɔɪdəbli]/

ترجمه

adv. قابل اجتناب؛ قابل پیشگیری؛ به گونه‌ای که نشان می‌دهد می‌توانستند کار دیگری انجام دهند تا از یک نتیجه منفی جلوگیری کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

avoidably expensive

گران‌قیمت قابل اجتناب

avoidably late

تاخیری قابل اجتناب

avoidably risky

ریسک قابل اجتناب

avoidably complex

پیچیده قابل اجتناب

avoidably tedious

خسته‌کننده قابل اجتناب

avoidably wasteful

هدردهنده قابل اجتناب

avoidably difficult

سخت قابل اجتناب

جملات نمونه

the accident was avoidably caused by speeding.

تصادف به طور غیرضروری ناشی از سرعت‌گرفتن بود.

we can avoidably spend less on entertainment.

ما می‌توانیم به طور غیرضروری کمتر در سرگرمی هزینه کنیم.

the delay was avoidably due to a scheduling error.

تاخیر به طور غیرضروری ناشی از یک خطای زمان‌بندی بود.

avoidably, the project went over budget.

به طور غیرضروری، پروژه از بودجه تجاوز کرد.

the risk was avoidably associated with the new policy.

خطر به طور غیرضروری با سیاست جدید مرتبط بود.

the conflict was avoidably triggered by miscommunication.

درگیری به طور غیرضروری توسط سوء تفاهم تحریک شد.

the problem was avoidably linked to poor planning.

مشکل به طور غیرضروری به برنامه‌ریزی ضعیف مرتبط بود.

the waste was avoidably generated by inefficient processes.

ضایعات به طور غیرضروری توسط فرآیندهای ناکارآمد ایجاد شد.

the stress was avoidably caused by unnecessary deadlines.

استرس به طور غیرضروری ناشی از مهلت‌های غیرضروری بود.

the cost was avoidably increased by poor material choices.

هزینه به طور غیرضروری با انتخاب مواد ضعیف افزایش یافت.

the error was avoidably made due to a lack of training.

اشتباه به طور غیرضروری به دلیل فقدان آموزش انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید