preventably

[ایالات متحده]//prɪˈventəbli//
[بریتانیا]//prɪˈvɛntəbli//

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل پیشگیری است؛ قابل پیشگیری.؛ به شکلی که با اقدامات معقول می‌توانسته بازدارده شود.

جملات نمونه

the crash was preventably caused by speeding in heavy rain.

حادثه به دلیل سرعت زیاد در باران شدید قابل پیشگیری بود.

many infections spread preventably when hands are not washed.

زخم‌های زیادی در صورت عدم شستن دست‌ها قابل پیشگیری هستند.

the team lost preventably after ignoring basic defensive drills.

تیم به دلیل نادیده گرفتن تمرین‌های دفاعی پایه بازنده شد که قابل پیشگیری بود.

she missed the flight preventably by arriving at the gate late.

او به دلیل دیر رسیدن به گیت، پرواز را از دست داد که قابل پیشگیری بود.

the company leaked data preventably due to weak passwords.

شرکت به دلیل رمزهای عبور ضعیف داده‌ها را نشت داد که قابل پیشگیری بود.

several deaths occurred preventably because warnings were ignored.

چندین مرگ به دلیل نادیده گرفتن هشدارها رخ داد که قابل پیشگیری بود.

the project failed preventably when testing was skipped.

پروژه به دلیل انجام ندادن تست‌ها شکست خورده که قابل پیشگیری بود.

his injury worsened preventably after he refused treatment.

جراحی او پس از نپذیرفتن درمان بدتر شد که قابل پیشگیری بود.

the argument escalated preventably when he raised his voice.

میانه‌روی به دلیل بلند کردن صدای او تشدید شد که قابل پیشگیری بود.

traffic backed up preventably because a lane closure was unannounced.

ترافیک به دلیل عدم اعلام بسته شدن یک ردیف، به عقب گردید که قابل پیشگیری بود.

the child got sick preventably after drinking unboiled water.

کودک به دلیل نوشیدن آب نپخته بیمار شد که قابل پیشگیری بود.

the system went down preventably when updates were delayed.

سیستم به دلیل تاخیر در به‌روزرسانی‌ها خاموش شد که قابل پیشگیری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید