babylonish

[ایالات متحده]/bəˈbɪlənɪʃ/
[بریتانیا]/ˌbæbələnɪʃ/

ترجمه

adj. مربوط به بابل یا ساکنان آن.؛ غیر قابل فهم؛ نامفهوم.

عبارات و ترکیب‌ها

babylonish tongue

زبان بابلی

babylonish confusion

هرج و مرج بابلی

a babylonish utterance

بیان بابلی

babylonish jargon

اصطلاحات بابلی

understand babylonish speech

درک گفتار بابلی

a babylonish script

نگارش بابلی

babylonish architecture

معماری بابلی

جملات نمونه

the language sounded so babylonish to me.

زبان به گوش من بسیار بابلی به نظر می‌رسید.

his babylonish accent was hard to understand.

لهجه بابلی او فهمیدن را دشوار می‌کرد.

she described the city as a babylonish place full of chaos.

او شهر را به عنوان مکانی بابلی و پر از هرج و مرج توصیف کرد.

in the debate, his arguments sounded quite babylonish.

در بحث، استدلال‌های او کاملاً بابلی به نظر می‌رسید.

they spoke in a babylonish manner that confused everyone.

آنها به روشی بابلی صحبت می‌کردند که باعث سردرگمی همه می‌شد.

the architecture was a mix of styles, creating a babylonish feel.

معماری ترکیبی از سبک‌ها بود که حال و هوای بابلی ایجاد می‌کرد.

his babylonish ideas were met with skepticism.

ایده‌های بابلی او با بدبینی مواجه شد.

the festival had a babylonish theme with diverse cultures.

جشنواره دارای مضمونی بابلی با فرهنگ‌های متنوع بود.

she felt lost in the babylonish crowd of tourists.

او در میان جمعیت توریستی بابلی احساس گم‌شدگی کرد.

the novel depicted a babylonish society full of contradictions.

رمان تصویری از یک جامعه بابلی پر از تناقض ارائه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید