spread backbites
گسترش انتقادات پنهانی
a backbiter's words
کلمات یک انتقادگر پنهانی
susceptible to backbites
مستعد انتقادات پنهانی
it's disappointing when friends backbite each other.
وقتی دوستان پشت سر یکدیگر غیبت میکنند، ناراحتکننده است.
she always backbites her colleagues at work.
او همیشه در محل کار از همکاران خود غیبت میکند.
he was hurt when he found out his friends backbite.
وقتی فهمید دوستانش غیبت میکنند، او ناراحت شد.
it's better to address issues directly than to backbite.
بهتر است مسائل را به طور مستقیم مطرح کنید تا غیبت کنید.
he warned his friends not to backbite if they wanted to stay close.
او به دوستانش هشدار داد که اگر میخواهند نزدیک بمانند، غیبت نکنند.
spread backbites
گسترش انتقادات پنهانی
a backbiter's words
کلمات یک انتقادگر پنهانی
susceptible to backbites
مستعد انتقادات پنهانی
it's disappointing when friends backbite each other.
وقتی دوستان پشت سر یکدیگر غیبت میکنند، ناراحتکننده است.
she always backbites her colleagues at work.
او همیشه در محل کار از همکاران خود غیبت میکند.
he was hurt when he found out his friends backbite.
وقتی فهمید دوستانش غیبت میکنند، او ناراحت شد.
it's better to address issues directly than to backbite.
بهتر است مسائل را به طور مستقیم مطرح کنید تا غیبت کنید.
he warned his friends not to backbite if they wanted to stay close.
او به دوستانش هشدار داد که اگر میخواهند نزدیک بمانند، غیبت نکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید