backbites

[ایالات متحده]/ˈbækˌbaɪts/
[بریتانیا]/ˈbækˌbaɪts/

ترجمه

v. به طور منفی یا با کینه درباره کسی پشت سر او صحبت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

spread backbites

گسترش انتقادات پنهانی

a backbiter's words

کلمات یک انتقادگر پنهانی

susceptible to backbites

مستعد انتقادات پنهانی

جملات نمونه

it's disappointing when friends backbite each other.

وقتی دوستان پشت سر یکدیگر غیبت می‌کنند، ناراحت‌کننده است.

she always backbites her colleagues at work.

او همیشه در محل کار از همکاران خود غیبت می‌کند.

he was hurt when he found out his friends backbite.

وقتی فهمید دوستانش غیبت می‌کنند، او ناراحت شد.

it's better to address issues directly than to backbite.

بهتر است مسائل را به طور مستقیم مطرح کنید تا غیبت کنید.

he warned his friends not to backbite if they wanted to stay close.

او به دوستانش هشدار داد که اگر می‌خواهند نزدیک بمانند، غیبت نکنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید