backhanded compliment
تمسخر مودبانه
backhanded slap
ضربه غیرمنتظره
backhanded remark
اظهارنظر طعنه آمیز
backhanded gesture
حرکتی غیرمنتظره
It was a backhanded compliment.
این یک تعریف غیرمستقیم بود.
She backhanded the ball crosscourt.
او توپ را به صورت غیرمستقیم به سمت زمین حریف فرستاد.
a backhanded shot into the opponent's court.
یک ضربه غیرمستقیم به زمین حریف.
in a flash, he backhanded Ace across the jaw.
در یک لحظه، او با یک ضربه غیرمستقیم، به چانه ایس فرستاد.
coming from me, teasing is a backhanded compliment .
از من، سرزدهشدن یک تعریف غیرمستقیم است.
She told me that my essay was ‘surprisingly good’, which I thought was a backhanded compliment.
او به من گفت که مقاله من 'به طرز شگفت انگیزی خوب' بود، که به نظر من یک تعریف غیرمستقیم بود.
It doesn't feel backhanded, like, thanks but no thanks.
این حس دستپسپشت بودن را ندارد، مثل این میماند که گفتم ممنون ولی نه.
منبع: Harvard Business CourseI mean, it's a weird sort of backhanded compliment.
منظورم این است که نوعی تعریف دستپسپشت عجیب است.
منبع: "Christian Science Monitor" podcast seriesThat's a backhanded compliment, if I've ever heard one.
این یک تعریف دستپسپشت است، اگر تا به حال چنین چیزی شنیده باشم.
منبع: 2008 ESLPodSo, he's really sort of criticizing Gerard for not finishing college, that's why it's a backhanded compliment.
بنابراین، او واقعاً در حال انتقاد از ژرارد به دلیل ناتمام گذاشتن دانشگاه است، به همین دلیل یک تعریف دستپسپشت است.
منبع: 2008 ESLPodThis is a backhanded compliment because what you're really saying is that you didn't look very good yesterday.
این یک تعریف دستپسپشت است زیرا آنچه واقعاً میگویید این است که دیروز خیلی خوب به نظر نرسیدید.
منبع: 2008 ESLPodWhen we explained some of Trump's criticism to this finance student Simon Xu, he thought some of it might actually be a backhanded compliment.
وقتی برخی از انتقادات ترامپ را به این دانشجوی رشته مالی، سایمن سو، توضیح دادیم، فکر کرد که برخی از آنها ممکن است در واقع یک تعریف دستپسپشت باشد.
منبع: Battle CollectionThey are largely ignored or paid only the most backhanded of compliments.
آنها عموماً نادیده گرفته میشوند یا فقط تعریفهای دستپسپشت را دریافت میکنند.
منبع: The Economist Culture'Here's a gentleman from London present, ' Mr. Bounderby made a backhanded point at Mr. James Harthouse with his thumb, 'a Parliament gentleman.
'اینجا یک جنتلمن از لندن حضور دارد،' آقای باوندربی با انگشت خود به آقای جیمز هارتهاوس اشاره کرد و گفت: 'یک جنتلمن پارلمانی.'
منبع: Difficult Times (Part 2)With a backhanded blow he hurled Luster aside and caught the reins and sawed Queenie about and doubled the reins back and slashed her across the hips.
با یک ضربه دستپسپشت، لستر را کنار انداخت و افسار را گرفت و به اطراف کوئینه نگاه کرد و دوباره افسار را به عقب کشید و به پهلوهای او ضربه زد.
منبع: The Sound and the FuryIt's where I give you a bunch of backhanded compliments and then psychologically something happens and you have no choice but to fall in love with me.
جایی است که من به شما مجموعهای از تعریفهای دستپسپشت میدهم و سپس از نظر روانشناختی اتفاقی میافتد و شما هیچ انتخابی ندارید جز اینکه عاشق من شوید.
منبع: MBTI Personality Types Guidebackhanded compliment
تمسخر مودبانه
backhanded slap
ضربه غیرمنتظره
backhanded remark
اظهارنظر طعنه آمیز
backhanded gesture
حرکتی غیرمنتظره
It was a backhanded compliment.
این یک تعریف غیرمستقیم بود.
She backhanded the ball crosscourt.
او توپ را به صورت غیرمستقیم به سمت زمین حریف فرستاد.
a backhanded shot into the opponent's court.
یک ضربه غیرمستقیم به زمین حریف.
in a flash, he backhanded Ace across the jaw.
در یک لحظه، او با یک ضربه غیرمستقیم، به چانه ایس فرستاد.
coming from me, teasing is a backhanded compliment .
از من، سرزدهشدن یک تعریف غیرمستقیم است.
She told me that my essay was ‘surprisingly good’, which I thought was a backhanded compliment.
او به من گفت که مقاله من 'به طرز شگفت انگیزی خوب' بود، که به نظر من یک تعریف غیرمستقیم بود.
It doesn't feel backhanded, like, thanks but no thanks.
این حس دستپسپشت بودن را ندارد، مثل این میماند که گفتم ممنون ولی نه.
منبع: Harvard Business CourseI mean, it's a weird sort of backhanded compliment.
منظورم این است که نوعی تعریف دستپسپشت عجیب است.
منبع: "Christian Science Monitor" podcast seriesThat's a backhanded compliment, if I've ever heard one.
این یک تعریف دستپسپشت است، اگر تا به حال چنین چیزی شنیده باشم.
منبع: 2008 ESLPodSo, he's really sort of criticizing Gerard for not finishing college, that's why it's a backhanded compliment.
بنابراین، او واقعاً در حال انتقاد از ژرارد به دلیل ناتمام گذاشتن دانشگاه است، به همین دلیل یک تعریف دستپسپشت است.
منبع: 2008 ESLPodThis is a backhanded compliment because what you're really saying is that you didn't look very good yesterday.
این یک تعریف دستپسپشت است زیرا آنچه واقعاً میگویید این است که دیروز خیلی خوب به نظر نرسیدید.
منبع: 2008 ESLPodWhen we explained some of Trump's criticism to this finance student Simon Xu, he thought some of it might actually be a backhanded compliment.
وقتی برخی از انتقادات ترامپ را به این دانشجوی رشته مالی، سایمن سو، توضیح دادیم، فکر کرد که برخی از آنها ممکن است در واقع یک تعریف دستپسپشت باشد.
منبع: Battle CollectionThey are largely ignored or paid only the most backhanded of compliments.
آنها عموماً نادیده گرفته میشوند یا فقط تعریفهای دستپسپشت را دریافت میکنند.
منبع: The Economist Culture'Here's a gentleman from London present, ' Mr. Bounderby made a backhanded point at Mr. James Harthouse with his thumb, 'a Parliament gentleman.
'اینجا یک جنتلمن از لندن حضور دارد،' آقای باوندربی با انگشت خود به آقای جیمز هارتهاوس اشاره کرد و گفت: 'یک جنتلمن پارلمانی.'
منبع: Difficult Times (Part 2)With a backhanded blow he hurled Luster aside and caught the reins and sawed Queenie about and doubled the reins back and slashed her across the hips.
با یک ضربه دستپسپشت، لستر را کنار انداخت و افسار را گرفت و به اطراف کوئینه نگاه کرد و دوباره افسار را به عقب کشید و به پهلوهای او ضربه زد.
منبع: The Sound and the FuryIt's where I give you a bunch of backhanded compliments and then psychologically something happens and you have no choice but to fall in love with me.
جایی است که من به شما مجموعهای از تعریفهای دستپسپشت میدهم و سپس از نظر روانشناختی اتفاقی میافتد و شما هیچ انتخابی ندارید جز اینکه عاشق من شوید.
منبع: MBTI Personality Types Guideلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید