backhanded

[ایالات متحده]/bæk'hændɪd/
[بریتانیا]/ˌbæk'hændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز مودبانه کنایه‌آمیز یا طعنه‌آمیز; نوعی ضربه در ورزش‌هایی مانند تنیس که با پشت دست زده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

backhanded compliment

تمسخر مودبانه

backhanded slap

ضربه غیرمنتظره

backhanded remark

اظهارنظر طعنه آمیز

backhanded gesture

حرکتی غیرمنتظره

جملات نمونه

It was a backhanded compliment.

این یک تعریف غیرمستقیم بود.

She backhanded the ball crosscourt.

او توپ را به صورت غیرمستقیم به سمت زمین حریف فرستاد.

a backhanded shot into the opponent's court.

یک ضربه غیرمستقیم به زمین حریف.

in a flash, he backhanded Ace across the jaw.

در یک لحظه، او با یک ضربه غیرمستقیم، به چانه ایس فرستاد.

coming from me, teasing is a backhanded compliment .

از من، سرزده‌شدن یک تعریف غیرمستقیم است.

She told me that my essay was ‘surprisingly good’, which I thought was a backhanded compliment.

او به من گفت که مقاله من 'به طرز شگفت انگیزی خوب' بود، که به نظر من یک تعریف غیرمستقیم بود.

نمونه‌های واقعی

It doesn't feel backhanded, like, thanks but no thanks.

این حس دست‌پس‌پشت بودن را ندارد، مثل این می‌ماند که گفتم ممنون ولی نه.

منبع: Harvard Business Course

I mean, it's a weird sort of backhanded compliment.

منظورم این است که نوعی تعریف دست‌پس‌پشت عجیب است.

منبع: "Christian Science Monitor" podcast series

That's a backhanded compliment, if I've ever heard one.

این یک تعریف دست‌پس‌پشت است، اگر تا به حال چنین چیزی شنیده باشم.

منبع: 2008 ESLPod

So, he's really sort of criticizing Gerard for not finishing college, that's why it's a backhanded compliment.

بنابراین، او واقعاً در حال انتقاد از ژرارد به دلیل ناتمام گذاشتن دانشگاه است، به همین دلیل یک تعریف دست‌پس‌پشت است.

منبع: 2008 ESLPod

This is a backhanded compliment because what you're really saying is that you didn't look very good yesterday.

این یک تعریف دست‌پس‌پشت است زیرا آنچه واقعاً می‌گویید این است که دیروز خیلی خوب به نظر نرسیدید.

منبع: 2008 ESLPod

When we explained some of Trump's criticism to this finance student Simon Xu, he thought some of it might actually be a backhanded compliment.

وقتی برخی از انتقادات ترامپ را به این دانشجوی رشته مالی، سایمن سو، توضیح دادیم، فکر کرد که برخی از آنها ممکن است در واقع یک تعریف دست‌پس‌پشت باشد.

منبع: Battle Collection

They are largely ignored or paid only the most backhanded of compliments.

آنها عموماً نادیده گرفته می‌شوند یا فقط تعریف‌های دست‌پس‌پشت را دریافت می‌کنند.

منبع: The Economist Culture

'Here's a gentleman from London present, ' Mr. Bounderby made a backhanded point at Mr. James Harthouse with his thumb, 'a Parliament gentleman.

'اینجا یک جنتلمن از لندن حضور دارد،' آقای باوندربی با انگشت خود به آقای جیمز هارتهاوس اشاره کرد و گفت: 'یک جنتلمن پارلمانی.'

منبع: Difficult Times (Part 2)

With a backhanded blow he hurled Luster aside and caught the reins and sawed Queenie about and doubled the reins back and slashed her across the hips.

با یک ضربه دست‌پس‌پشت، لستر را کنار انداخت و افسار را گرفت و به اطراف کوئینه نگاه کرد و دوباره افسار را به عقب کشید و به پهلوهای او ضربه زد.

منبع: The Sound and the Fury

It's where I give you a bunch of backhanded compliments and then psychologically something happens and you have no choice but to fall in love with me.

جایی است که من به شما مجموعه‌ای از تعریف‌های دست‌پس‌پشت می‌دهم و سپس از نظر روانشناختی اتفاقی می‌افتد و شما هیچ انتخابی ندارید جز اینکه عاشق من شوید.

منبع: MBTI Personality Types Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید