badmen

[ایالات متحده]/ˈbæd mæn/
[بریتانیا]/ˈbæd mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنایتکار یا کسی که بد رفتار می‌کند؛ دزد، به ویژه کسی که دام‌ها را می‌دزدد.

عبارات و ترکیب‌ها

the real badman

مرد واقعی و خطرناک

badman always wins

بدمن همیشه پیروز می‌شود

badman reputation

شهرت بدمن

badman's lair

لانه بدمن

جملات نمونه

the badman was caught by the police.

مرد بد توسط پلیس دستگیر شد.

everyone knows he is a badman in the neighborhood.

همه می‌دانند که او یک مرد بد در محله است.

the badman plotted his escape carefully.

مرد بد فرار خود را با دقت برنامه‌ریزی کرد.

she warned her friends about the badman lurking nearby.

او به دوستانش در مورد مرد بدی که در نزدیکی کمین کرده بود هشدار داد.

the movie features a notorious badman as the main villain.

فیلم یک مرد بد بدنام را به عنوان شخصیت اصلی فیلم نشان می‌دهد.

in the story, the badman always gets what he deserves.

در داستان، مرد بد همیشه آنچه را که شایسته است به دست می‌آورد.

the badman tried to deceive the innocent townsfolk.

مرد بد سعی کرد مردم بی‌گناه شهر را فریب دهد.

they believed the badman had a hidden agenda.

آنها معتقد بودند که مرد بد دستور کار پنهانی دارد.

the badman's reputation made it hard for him to find allies.

شهرت مرد بد باعث شد که پیدا کردن متحد برایش دشوار باشد.

in the end, the badman was outsmarted by the hero.

در نهایت، مرد بد توسط قهرمان فریب خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید