bagman

[ایالات متحده]/bæɡmæn/
[بریتانیا]/ˈbægˌmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فروشنده یا واسطه؛ یک جمع‌آورنده پول‌های غیرقانونی یا رشوه در طول یک کمپین انتخاباتی.
Word Forms
جمعbagmen

جملات نمونه

the bagman delivered the cash to the drop-off point.

مأمور تحویل پول وجه نقد را به نقطه تخلیه تحویل داد.

the police arrested the bagman during the sting operation.

پلیس مامور تحویل پول را در جریان عملیات فریب دستگیر کرد.

he worked as a bagman for the local gang.

او به عنوان مامور تحویل پول برای باند محلی کار می‌کرد.

the bagman's role is crucial in the operation.

نقش مامور تحویل پول در این عملیات بسیار مهم است.

she knew the bagman was involved in illegal activities.

او می‌دانست که مامور تحویل پول در فعالیت‌های غیرقانونی دست دارد.

they hired a bagman to handle the money discreetly.

آنها یک مامور تحویل پول استخدام کردند تا پول را به طور محتاطانه مدیریت کند.

the bagman was careful not to attract attention.

مامور تحویل پول مراقب بود که توجه کسی را جلب نکند.

in the world of crime, the bagman is often a key player.

در دنیای جرم و جنایت، مامور تحویل پول اغلب یک چهره کلیدی است.

the bagman's identity remained a closely guarded secret.

هویت مامور تحویل پول به عنوان یک راز محتوی به شدت محافظت می‌شد.

the bagman quickly left the scene after the deal.

مامور تحویل پول پس از معامله به سرعت صحنه را ترک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید