baka, you're wrong!
شما اشتباه میکنی!
don't be such a baka!
اینقدر احمق نباشید!
he called me a baka for forgetting his birthday.
او به من گفت که احمق هستم چون تولدش را فراموش کردم.
why are you acting like a baka?
چرا مثل یک احمق رفتار می کنید؟
she thinks i'm a baka for not studying harder.
او فکر می کند من احمق هستم چون به اندازه کافی مطالعه نمی کنم.
stop being a baka and listen to me!
دیگه مثل احمق رفتار نکن و به حرف من گوش بده!
it's so baka to argue over something trivial.
بحث کردن در مورد یک موضوع جزئی خیلی احمقانه است.
he always acts like a baka when he's nervous.
وقتی عصبی است همیشه مثل یک احمق رفتار می کند.
calling someone a baka can be playful.
اسم زدن کسی به عنوان احمق می تواند بازیگوشانه باشد.
don't be a baka; just admit your mistake.
احمق نباشید؛ فقط اشتباه خود را بپذیرید.
she laughed and said, "you're such a baka!"
او خندید و گفت: "تو خیلی احمقی!"
baka, you're wrong!
شما اشتباه میکنی!
don't be such a baka!
اینقدر احمق نباشید!
he called me a baka for forgetting his birthday.
او به من گفت که احمق هستم چون تولدش را فراموش کردم.
why are you acting like a baka?
چرا مثل یک احمق رفتار می کنید؟
she thinks i'm a baka for not studying harder.
او فکر می کند من احمق هستم چون به اندازه کافی مطالعه نمی کنم.
stop being a baka and listen to me!
دیگه مثل احمق رفتار نکن و به حرف من گوش بده!
it's so baka to argue over something trivial.
بحث کردن در مورد یک موضوع جزئی خیلی احمقانه است.
he always acts like a baka when he's nervous.
وقتی عصبی است همیشه مثل یک احمق رفتار می کند.
calling someone a baka can be playful.
اسم زدن کسی به عنوان احمق می تواند بازیگوشانه باشد.
don't be a baka; just admit your mistake.
احمق نباشید؛ فقط اشتباه خود را بپذیرید.
she laughed and said, "you're such a baka!"
او خندید و گفت: "تو خیلی احمقی!"
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید