bakas

[ایالات متحده]/ˈbækə/
[بریتانیا]/ˈbækə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح تحقیرآمیز برای شخص احمق یا بی‌خود؛ یک پایگمی آفریقایی.

عبارات و ترکیب‌ها

baka, you're wrong!

شما اشتباه می‌کنی!

جملات نمونه

don't be such a baka!

اینقدر احمق نباشید!

he called me a baka for forgetting his birthday.

او به من گفت که احمق هستم چون تولدش را فراموش کردم.

why are you acting like a baka?

چرا مثل یک احمق رفتار می کنید؟

she thinks i'm a baka for not studying harder.

او فکر می کند من احمق هستم چون به اندازه کافی مطالعه نمی کنم.

stop being a baka and listen to me!

دیگه مثل احمق رفتار نکن و به حرف من گوش بده!

it's so baka to argue over something trivial.

بحث کردن در مورد یک موضوع جزئی خیلی احمقانه است.

he always acts like a baka when he's nervous.

وقتی عصبی است همیشه مثل یک احمق رفتار می کند.

calling someone a baka can be playful.

اسم زدن کسی به عنوان احمق می تواند بازیگوشانه باشد.

don't be a baka; just admit your mistake.

احمق نباشید؛ فقط اشتباه خود را بپذیرید.

she laughed and said, "you're such a baka!"

او خندید و گفت: "تو خیلی احمقی!"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید