| شکل سوم شخص مفرد | bankrolls |
| جمع | bankrolls |
| صفت یا فعل حال استمراری | bankrolling |
| زمان گذشته | bankrolled |
| قسمت سوم فعل | bankrolled |
have a bankroll
داشتن بودجه
increase your bankroll
افزایش بودجه
manage your bankroll
مدیریت بودجه
risk your bankroll
به خطر انداختن بودجه
deplete your bankroll
تمام کردن بودجه
build a bankroll
ایجاد بودجه
invest your bankroll
سرمایه گذاری در بودجه
bet your bankroll
شرط بندی با بودجه
lose your bankroll
از دست دادن بودجه
he decided to bankroll the startup with his savings.
او تصمیم گرفت استارتآپ را با پسانداز خود تامین مالی کند.
the investor agreed to bankroll the film project.
سرمایهگذار با تامین مالی پروژه فیلم موافقت کرد.
she needs someone to bankroll her new business idea.
او به کسی برای تامین مالی ایده کسب و کار جدیدش نیاز دارد.
they managed to bankroll their trip to europe.
آنها توانستند سفر خود به اروپا را تامین مالی کنند.
the foundation aims to bankroll various community programs.
بنیاد هدف خود را تامین مالی برنامههای مختلف جامعه میداند.
he was looking for a partner to bankroll his research.
او به دنبال شریکی برای تامین مالی تحقیقات خود بود.
many athletes seek sponsors to bankroll their training.
بسیاری از ورزشکاران به دنبال حامیان مالی برای تامین مالی آموزش خود هستند.
the wealthy philanthropist decided to bankroll the charity event.
فیلسوف ثروتمند تصمیم گرفت رویداد خیریه را تامین مالی کند.
to launch the app, they needed someone to bankroll the development.
برای راهاندازی برنامه، به کسی برای تامین مالی توسعه نیاز داشتند.
bankrolling a sports team can be a risky investment.
تامین مالی یک تیم ورزشی میتواند یک سرمایهگذاری پرخطر باشد.
have a bankroll
داشتن بودجه
increase your bankroll
افزایش بودجه
manage your bankroll
مدیریت بودجه
risk your bankroll
به خطر انداختن بودجه
deplete your bankroll
تمام کردن بودجه
build a bankroll
ایجاد بودجه
invest your bankroll
سرمایه گذاری در بودجه
bet your bankroll
شرط بندی با بودجه
lose your bankroll
از دست دادن بودجه
he decided to bankroll the startup with his savings.
او تصمیم گرفت استارتآپ را با پسانداز خود تامین مالی کند.
the investor agreed to bankroll the film project.
سرمایهگذار با تامین مالی پروژه فیلم موافقت کرد.
she needs someone to bankroll her new business idea.
او به کسی برای تامین مالی ایده کسب و کار جدیدش نیاز دارد.
they managed to bankroll their trip to europe.
آنها توانستند سفر خود به اروپا را تامین مالی کنند.
the foundation aims to bankroll various community programs.
بنیاد هدف خود را تامین مالی برنامههای مختلف جامعه میداند.
he was looking for a partner to bankroll his research.
او به دنبال شریکی برای تامین مالی تحقیقات خود بود.
many athletes seek sponsors to bankroll their training.
بسیاری از ورزشکاران به دنبال حامیان مالی برای تامین مالی آموزش خود هستند.
the wealthy philanthropist decided to bankroll the charity event.
فیلسوف ثروتمند تصمیم گرفت رویداد خیریه را تامین مالی کند.
to launch the app, they needed someone to bankroll the development.
برای راهاندازی برنامه، به کسی برای تامین مالی توسعه نیاز داشتند.
bankrolling a sports team can be a risky investment.
تامین مالی یک تیم ورزشی میتواند یک سرمایهگذاری پرخطر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید