barkings

[ایالات متحده]/'bɑ:kiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوست کندن، برداشتن پوست؛ صدایی که سگ‌ها تولید می‌کنند
v. با صدای بلند و خشن صحبت کردن؛ تولید صدایی شبیه به سگ

عبارات و ترکیب‌ها

barking dog

سگ زوزه کشیدن

loud barking

زوزه کشیدن بلند

incessant barking

زوزه کشیدن بی وقفه

annoying barking

زوزه کشیدن آزاردهنده

جملات نمونه

Barking dogs seldom bite.

سگ‌هایی که زوزه می‌کشند، به ندرت گاز می‌گیرند.

he began barking out his orders.

او شروع به فریاد زدن دستورات خود کرد.

A barking dog is better than a sleeping lion.

سگی که زوزه می‌کشد بهتر از شیری است که می‌خوابد.

Two:A kaleidoscope of a coiffeur,for the barking-mad pet crusader.

دو:تابلویی رنگارنگ از یک آرایشگر، برای منجی حیوانات دیوانه.

You’re playing tennis in this weather? You’re barking mad!

در این هوا تنیس بازی می کنید؟ شما دیوانه هستید!

The guests were frightened to flinch when the dog was barking at them in front of the fence door.

مهمانان از ترس جا نخفتند وقتی سگ جلوی در حصاری به سمت آنها پارس می کرد.

If he expects to borrow money from me, he is barking up the wrong tree.

اگر انتظار دارد از من قرض بگیرد، دارد اشتباه می کند.

The police are barking up the wrong tree if they think I had anything to do with the crime. I wasn’t even in the country when it happened!

اگر پلیس فکر می کند من در این جرم دست داشته ام، اشتباه می کنند. من اصلاً در آن زمان در کشور نبودم!

Those who protested against the president's decision were actually barking at the moon, since they were in a powerless minority.

کسانی که علیه تصمیم رئیس جمهور اعتراض کردند، در واقع داشتند به ماه پارس می کردند، زیرا در یک اقلیت ناتوان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید