barracking

[ایالات متحده]/ˈbɑːrækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbærəkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمایت یا تشویق صوتی، به ویژه از یک جمع در یک رویداد ورزشی
v. به صورت بلند تشویق یا حمایت کردن؛ در سربازخانه زندگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

barracking and cheering

تشویق و هم‌نوایی

جملات نمونه

the crowd was barracking for their team during the game.

توده مردم در طول بازی از تیم خود تشویق می‌کردند.

he felt embarrassed by the barracking from his friends.

او به دلیل تشویق دوستانش احساس شرمندگی کرد.

the players appreciated the barracking from the fans.

بازیکنان از تشویق طرفداران قدردانی کردند.

she couldn't concentrate due to the barracking in the stands.

او به دلیل تشویق در جایگاه‌ها نمی‌توانست تمرکز کند.

the barracking grew louder as the match progressed.

با پیشرفت مسابقه، تشویق‌ها بلندتر شد.

he joined in the barracking to support his friend.

او برای حمایت از دوستش به تشویق‌ها پیوست.

they started barracking when the referee made a bad call.

وقتی داور تصمیم اشتباهی گرفت، آنها شروع به تشویق کردند.

the barracking from the fans inspired the players to perform better.

تشویق از سوی طرفداران باعث شد بازیکنان بهتر بازی کنند.

during the final, the barracking reached a fever pitch.

در طول فینال، تشویق‌ها به اوج خود رسید.

he enjoyed the barracking as it added excitement to the match.

او از تشویق‌ها لذت برد زیرا به هیجان مسابقه افزود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید