barreled

[ایالات متحده]/ˈbærəld/
[بریتانیا]/ˈbærəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بشکه، به ویژه تفنگ یا توپ
v. شکل گذشته participle از barrel؛ قرار دادن در بشکه‌ها؛ صیقل دادن با مالش با یک ماده ساینده

عبارات و ترکیب‌ها

barreled over obstacles

از موانع گذشت

جملات نمونه

the wine was barreled for two years before being bottled.

شراب به مدت دو سال در بشکه قرار گرفت قبل از اینکه بطری شود.

they barreled down the hill at an incredible speed.

آنها با سرعت باورنکردنی از تپه به پایین حرکت کردند.

the team barreled through the challenges to win the championship.

تیم با غلبه بر چالش‌ها، قهرمانی را به دست آورد.

she barreled into the room, excited about the news.

او با هیجان وارد اتاق شد و از خبرها باخبر شد.

he barreled over the finish line, securing first place.

او خط پایان را پشت سر گذاشت و جایگاه اول را تضمین کرد.

the truck barreled down the highway, carrying heavy cargo.

کامیون با حمل بار سنگین در بزرگراه حرکت کرد.

they barreled through the forest, eager to reach the campsite.

آنها با اشتیاق از میان جنگل عبور کردند تا به محل کمپ رسیدند.

the children barreled into the playground, full of energy.

کودکان با انرژی زیاد وارد زمین بازی شدند.

after the storm, the river barreled over its banks.

بعد از طوفان، رودخانه از حوضه خود عبور کرد.

he barreled through his homework to finish it on time.

او تکالیف خود را به سرعت انجام داد تا آنها را به موقع تمام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید