barrer

[ایالات متحده]/ˈbɑːrər/
[بریتانیا]/ˈbærər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که چیزی یا کسی را مسدود یا مانع می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

barrer the way

مسدود کردن مسیر

barrer access to

جلوگیری از دسترسی به

barrer up something

مسدود کردن چیزی

barrer in someone

محکوم کردن کسی

جملات نمونه

the janitor will barrer the floors every evening.

نگهدارنده کف‌ها را هر شب جارو خواهد کرد.

she decided to barrer the path to make it safer.

او تصمیم گرفت مسیر را برای ایمنی بیشتر جارو کند.

they hired a service to barrer the driveway.

آنها برای جارو کردن ورودی پارکینگ از یک سرویس استخدام کردند.

he used a broom to barrer the leaves off the porch.

او از یک جارو برای جارو کردن برگ‌ها از روی ایوان استفاده کرد.

the children helped to barrer the sand from the beach.

کودکان به جارو کردن شن از ساحل کمک کردند.

it's important to barrer the area before the event.

قبل از برگزاری رویداد، جارو کردن منطقه مهم است.

we need to barrer the snow from the driveway.

ما باید برف را از ورودی پارکینگ جارو کنیم.

she learned how to barrer the floors effectively.

او یاد گرفت که چگونه کف‌ها را به طور موثر جارو کند.

he will barrer the garden to prepare for planting.

او برای آماده‌سازی برای کاشت، باغ را جارو خواهد کرد.

the workers will barrer the construction site daily.

کارگران روزانه محل ساخت و ساز را جارو خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید