barrowful

[ایالات متحده]/ˈbærəʊfəl/
[بریتانیا]/ˈbɑːrəʊˌfʊl/

ترجمه

n. مقداری که می‌توان در یک بارو حمل کرد.
Word Forms

جملات نمونه

he filled the barrowful of soil for the garden.

او یک باره خاک را برای باغ پر کرد.

she wheeled a barrowful of bricks to the construction site.

او یک باره آجر را به محل ساخت و ساز چرخاند.

the farmer collected a barrowful of apples from the orchard.

کشاورز یک باره سیب را از باغ جمع کرد.

we need a barrowful of mulch to cover the flower beds.

ما به یک باره مالچ برای پوشاندن تخت های گل نیاز داریم.

after the storm, he cleared a barrowful of debris from the yard.

بعد از طوفان، او یک باره زباله را از حیاط پاک کرد.

they transported a barrowful of sand to the beach for the kids.

آنها یک باره شن را برای بچه‌ها به ساحل منتقل کردند.

the gardener dumped a barrowful of compost into the vegetable patch.

باغبانی یک باره کود را در باغچه کاشت.

she pushed a barrowful of leaves to the compost pile.

او یک باره برگ را به توده کمپوست هل داد.

it took him a barrowful of effort to finish the project.

برای اتمام پروژه به او یک باره تلاش نیاز بود.

we gathered a barrowful of firewood for the winter.

ما یک باره هیزم را برای زمستان جمع کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید