baselessly accused
به طور بیاساس متهم شده
baselessly claiming
به طور بیاساس ادعا میکند
baselessly rejected
به طور بیاساس رد شده
baselessly assumed
به طور بیاساس فرض شده
baselessly stated
به طور بیاساس بیان شده
baselessly denied
به طور بیاساس انکار شده
baselessly reported
به طور بیاساس گزارش شده
baselessly attacking
به طور بیاساس حمله میکند
baselessly criticizing
به طور بیاساس انتقاد میکند
baselessly arguing
به طور بیاساس بحث میکند
the politician baselessly accused his opponent of corruption.
سیاستمدار به طور بیاساس حریف خود را به فساد متهم کرد.
he baselessly claimed to have inside information about the deal.
او به طور بیاساس ادعا کرد که اطلاعاتی درونی در مورد معامله دارد.
the report baselessly linked the two events together.
گزارش به طور بیاساس دو رویداد را به هم ربط داد.
she baselessly assumed he would agree with her plan.
او به طور بیاساس فرض کرد که او با طرح او موافق خواهد بود.
the witness baselessly testified against the defendant.
شهود به طور بیاساس علیه متهم شهادت داد.
the media baselessly sensationalized the minor incident.
رسانه ها به طور بیاساس حادثه جزئی را اغراقآمیز جلوه دادند.
they baselessly rejected the proposal without considering it.
آنها پیشنهاد را بدون در نظر گرفتن آن به طور بیاساس رد کردند.
the rumor baselessly suggested a connection to organized crime.
شایعه به طور بیاساس ارتباطی با جرایم سازمان یافته را نشان میداد.
the company baselessly denied any responsibility for the accident.
شرکت به طور بیاساس هرگونه مسئولیت در قبال حادثه را انکار کرد.
he baselessly criticized her work, offering no constructive feedback.
او به طور بیاساس در مورد کار او انتقاد کرد و هیچ بازخورد سازنده ای ارائه نکرد.
the article baselessly implied a conflict of interest.
مقاله به طور بیاساس تداعیکننده تضاد منافع بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید