bavin

[ایالات متحده]/ˈbeɪvɪn/
[بریتانیا]/ˈbeɪvɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته‌ای از چوب‌ها یا شاخه‌ها که برای سوخت استفاده می‌شود؛ شاخه‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که برای سوخت استفاده می‌شوند.
Word Forms
جمعbavins

عبارات و ترکیب‌ها

bavin a bone

داشتن یک استخوان

bavin the wind

داشتن باد

a bavin tale

یک داستان باوین

to bavin about

در مورد باوین

bavin a fit

داشتن یک حمله‌ی عصبی

a bavin act

یک عمل باوین

bavin for attention

برای جلب توجه

bavin something up

چیز خاصی در سر داشتن

جملات نمونه

she decided to bavin the project with her team.

او تصمیم گرفت پروژه را با تیم خود پیش ببرد.

he was known to bavin his ideas during meetings.

او به خاطر ارائه ایده‌هایش در جلسات شناخته می‌شد.

they plan to bavin the event next month.

آنها قصد دارند رویداد را ماه آینده برگزار کنند.

it's important to bavin your goals clearly.

واضح کردن اهداف خود مهم است.

she loves to bavin new recipes in the kitchen.

او عاشق امتحان دستور العمل‌های جدید در آشپزخانه است.

we need to bavin our resources wisely.

ما باید منابع خود را به طور عاقلانه مدیریت کنیم.

he always tries to bavin a positive attitude.

او همیشه سعی می‌کند نگرش مثبتی داشته باشد.

they agreed to bavin their efforts for the charity.

آنها با تلاش برای خیریه موافقت کردند.

she wants to bavin her skills through practice.

او می‌خواهد مهارت‌های خود را از طریق تمرین تقویت کند.

it's essential to bavin a good work-life balance.

داشتن تعادل مناسب بین کار و زندگی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید