beacons

[ایالات متحده]/ˈbiːkɒnz/
[بریتانیا]/ˈbiːkɑːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. beacon: چراغ های ناوبری، سیگنال های آتش، یا فرستنده های رادیویی که برای هدایت استفاده می شوند؛ نشانه یا سیگنالی که یک جهت یا هدف خاص را نشان می دهد
v. روشن کردن؛ هدایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

beacons of hope

پیام‌های امید

search beacons

مهتاب‌های جستجو

beacon of light

پیام نور

beacon tower

برج فانوس

coastal beacons

مهتاب‌های ساحلی

navigational beacons

مهتاب‌های ناوبری

beacon of progress

پیام پیشرفت

beacons of innovation

پیام‌های نوآوری

جملات نمونه

the beacons guided the ships safely to shore.

چراغ‌ها به طور ایمن کشتی‌ها را به ساحل هدایت کردند.

in the fog, the beacons were barely visible.

در مه، چراغ‌ها به سختی قابل مشاهده بودند.

beacons are essential for navigation at sea.

چراغ‌ها برای ناوبری در دریا ضروری هستند.

the lighthouse serves as one of the main beacons.

برج مراقبت، یکی از اصلی‌ترین چراغ‌ها است.

emergency beacons can save lives in distress situations.

چراغ‌های اضطراری می‌توانند جان افراد را در شرایط بحرانی نجات دهند.

beacons emit signals to help locate missing persons.

چراغ‌ها سیگنال‌هایی را برای کمک به یافتن افراد گمشده منتشر می‌کنند.

modern technology has improved the efficiency of beacons.

فناوری مدرن باعث بهبود کارایی چراغ‌ها شده است.

beacons are used in various industries for tracking purposes.

چراغ‌ها در صنایع مختلف برای اهداف ردیابی استفاده می‌شوند.

we installed beacons throughout the park for better navigation.

ما چراغ‌ها را در سراسر پارک برای ناوبری بهتر نصب کردیم.

beacons can be powered by solar energy for sustainability.

چراغ‌ها می‌توانند با انرژی خورشیدی برای پایداری تغذیه شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید