a beadmaker
تولیدکننده دانه
the beadmaker's tools
ابزار تولیدکننده دانه
beadmakers working
تولیدکنندگان دانه کار کردن
skilled beadmaker
تولیدکننده دانه ماهر
beadmaker crafting
تولیدکننده دانه ساختن
beadmaker's design
طرح تولیدکننده دانه
beadmaker became
تولیدکننده دانه شد
young beadmaker
تولیدکننده دانه جوان
famous beadmaker
تولیدکننده دانه معروف
beadmaker creating
تولیدکننده دانه ایجاد کردن
the beadmaker carefully selected colorful glass beads for the necklace.
چرخبندگر به دقت میانههای شیشهای رنگی را برای گردنبند انتخاب کرد.
she is a talented beadmaker with years of experience.
او یک چرخبندگر ماهر است که سالها تجربه دارد.
the beadmaker used a specialized tool to shape the molten glass.
چرخبندگر یک ابزار ویژه را برای شکل دادن به شیشه ذوب شده استفاده کرد.
he runs a small business as a beadmaker, selling his creations online.
او با یک کسب و کار کوچک به عنوان چرخبندگر فعالیت میکند و ایجادهای خود را آنلاین میفروشد.
the beadmaker's workshop was filled with the scent of heated glass.
گوگر چرخبندگر با بوی شیشه گرم پر شده بود.
a skilled beadmaker can create intricate designs with remarkable precision.
یک چرخبندگر ماهر میتواند با دقت بسیار زیبا طرحهای پیچیده ایجاد کند.
the beadmaker experimented with different colors and patterns.
چرخبندگر با رنگها و الگوهای مختلف آزمایش کرد.
she admired the beadmaker's ability to transform simple materials into art.
او توانایی چرخبندگر را در تبدیل مواد ساده به هنر تحسین میکرد.
the beadmaker meticulously cleaned each bead before stringing them.
چرخبندگر هر یک از میانهها را قبل از نخ کردن آنها با دقت تمیز کرد.
the beadmaker's unique style made her jewelry highly sought after.
سبک منحصر به فرد چرخبندگر باعث شد جواهرات او بسیار مورد پسند قرار گیرد.
he is a self-taught beadmaker who learned from online tutorials.
او یک چرخبندگر خود آموز است که از آموزشهای آنلاین یاد گرفته است.
the beadmaker combined traditional techniques with modern designs.
چرخبندگر فنون سنتی را با طراحیهای مدرن ترکیب کرد.
a beadmaker
تولیدکننده دانه
the beadmaker's tools
ابزار تولیدکننده دانه
beadmakers working
تولیدکنندگان دانه کار کردن
skilled beadmaker
تولیدکننده دانه ماهر
beadmaker crafting
تولیدکننده دانه ساختن
beadmaker's design
طرح تولیدکننده دانه
beadmaker became
تولیدکننده دانه شد
young beadmaker
تولیدکننده دانه جوان
famous beadmaker
تولیدکننده دانه معروف
beadmaker creating
تولیدکننده دانه ایجاد کردن
the beadmaker carefully selected colorful glass beads for the necklace.
چرخبندگر به دقت میانههای شیشهای رنگی را برای گردنبند انتخاب کرد.
she is a talented beadmaker with years of experience.
او یک چرخبندگر ماهر است که سالها تجربه دارد.
the beadmaker used a specialized tool to shape the molten glass.
چرخبندگر یک ابزار ویژه را برای شکل دادن به شیشه ذوب شده استفاده کرد.
he runs a small business as a beadmaker, selling his creations online.
او با یک کسب و کار کوچک به عنوان چرخبندگر فعالیت میکند و ایجادهای خود را آنلاین میفروشد.
the beadmaker's workshop was filled with the scent of heated glass.
گوگر چرخبندگر با بوی شیشه گرم پر شده بود.
a skilled beadmaker can create intricate designs with remarkable precision.
یک چرخبندگر ماهر میتواند با دقت بسیار زیبا طرحهای پیچیده ایجاد کند.
the beadmaker experimented with different colors and patterns.
چرخبندگر با رنگها و الگوهای مختلف آزمایش کرد.
she admired the beadmaker's ability to transform simple materials into art.
او توانایی چرخبندگر را در تبدیل مواد ساده به هنر تحسین میکرد.
the beadmaker meticulously cleaned each bead before stringing them.
چرخبندگر هر یک از میانهها را قبل از نخ کردن آنها با دقت تمیز کرد.
the beadmaker's unique style made her jewelry highly sought after.
سبک منحصر به فرد چرخبندگر باعث شد جواهرات او بسیار مورد پسند قرار گیرد.
he is a self-taught beadmaker who learned from online tutorials.
او یک چرخبندگر خود آموز است که از آموزشهای آنلاین یاد گرفته است.
the beadmaker combined traditional techniques with modern designs.
چرخبندگر فنون سنتی را با طراحیهای مدرن ترکیب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید