beclouds

[ایالات متحده]/bɪˈklaʊdz/
[بریتانیا]/bəˈklaʊdz/

ترجمه

v. مبهم کردن یا پوشاندن؛ کدر یا نامشخص کردن.

جملات نمونه

the fog beclouds the view of the mountains.

مه، دید به کوه‌ها را تار می‌کند.

his judgment beclouds his ability to make decisions.

قضاوت او توانایی او را برای تصمیم‌گیری تار می‌کند.

emotions often becloud our reasoning.

احساسات اغلب استدلال ما را تار می‌کنند.

the smoke beclouds the air quality in the city.

دود، کیفیت هوای شهر را تار می‌کند.

clouds becloud the sun, casting shadows on the ground.

ابرها، خورشید را تار می‌کنند و سایه‌هایی روی زمین می‌اندازند.

her past mistakes becloud her current achievements.

اشتباهات گذشته او دستاوردهای فعلی او را تار می‌کند.

the debate beclouds the real issues at hand.

بحث، مسائل اصلی را تار می‌کند.

time can sometimes becloud our memories.

زمان گاهی اوقات خاطرات ما را تار می‌کند.

the storm beclouds the horizon, making it hard to see.

طوفان افق را تار می‌کند و دیدن آن را دشوار می‌کند.

his doubts becloud the clarity of the situation.

شک او وضوح وضعیت را تار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید