bedesman

[ایالات متحده]/ˈbɛdzmən/
[بریتانیا]/ˈbɛdˌsmæn/

ترجمه

n. فردی که از بیمارستان یا آسایشگاه کمک دریافت می‌کند؛ یک گدای.
شکل‌های واژه
جمعbedesmen

جملات نمونه

the bedesman received help from the local community.

بَدِسمن از کمک‌های جامعه محلی بهره‌مند شد.

he was a bedesman who dedicated his life to service.

او یک بَدِسمن بود که زندگی خود را وقف خدمت کرد.

many bedesmen live in charitable homes.

بسیاری از بَدِسمن‌ها در خانه‌های خیریه زندگی می‌کنند.

the bedesman's story inspired many to give back.

داستان بَدِسمن الهام بخش بسیاری برای بازپرداخت بود.

as a bedesman, he relied on the kindness of strangers.

به عنوان یک بَدِسمن، او به مهربانی غریبه‌ها متکی بود.

bedesmen often pray for the well-being of others.

بَدِسمن‌ها اغلب برای سلامتی دیگران دعا می‌کنند.

the bedesman shared his wisdom with the youth.

بَدِسمن خرد خود را با جوانان به اشتراک گذاشت.

in the past, bedesmen were respected members of society.

در گذشته، بَدِسمن‌ها اعضای محترمی از جامعه بودند.

she became a bedesman after losing her job.

او پس از از دست دادن شغلش به بَدِسمن تبدیل شد.

the bedesman wrote a letter of gratitude to his supporters.

بَدِسمن نامه تشکری به حامیانش نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید