bedesmen

[ایالات متحده]/['bi:dzmən]/
[بریتانیا]/[‘bɪdˈzmɛn]/

ترجمه

n. شخصی که وظایف مذهبی را انجام می‌دهد، به ویژه در کلیسا یا صومعه؛ شکل جمع 'bedesman'.

عبارات و ترکیب‌ها

ancient bedesmen

اقدمان بدسمن

جملات نمونه

the bedesmen were known for their dedication to service.

بَدِسمن‌ها به خاطر تعهدشان به خدمت مشهور بودند.

many bedesmen volunteered at the local charity.

بسیاری از بَدِسمن‌ها به طور داوطلبانه در خیریه محلی شرکت کردند.

the bedesmen helped organize community events.

بَدِسمن‌ها به سازماندهی رویدادهای جامعه کمک کردند.

bedesmen often provide support to those in need.

بَدِسمن‌ها اغلب از کسانی که به کمک نیاز دارند حمایت می‌کنند.

the role of bedesmen is crucial in our society.

نقش بَدِسمن‌ها در جامعه ما بسیار مهم است.

bedesmen are often recognized for their hard work.

بَدِسمن‌ها اغلب به خاطر تلاش‌هایشان مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

joining the bedesmen group was a rewarding experience.

پیوستن به گروه بَدِسمن‌ها یک تجربه ارزشمند بود.

bedesmen play a vital role in community service.

بَدِسمن‌ها نقش مهمی در خدمات اجتماعی ایفا می‌کنند.

the bedesmen's efforts made a significant impact.

تلاش‌های بَدِسمن‌ها تاثیر قابل توجهی داشت.

we appreciate the contributions of bedesmen everywhere.

ما از مشارکت‌های بَدِسمن‌ها در همه جا قدردانی می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید