bedevilled

[ایالات متحده]/bɪˈdɛvɪld/
[بریتانیا]/biˈdɛvɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. موجب دردسر یا مشکل بزرگ برای کسی یا چیزی شدن; کسی را گیج یا سردرگم کردن; به طور مداوم کسی را آزار یا ناامید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bedevilled by problems

رنجیده از مشکلات

bedevilled with doubt

رنجیده از تردید

bedevilled his efforts

تلاش‌های او را رنجاند

bedevilled the project

پروژه را رنجاند

bedevilled the negotiations

مذاکرات را رنجاند

جملات نمونه

he was bedevilled by doubts about his decision.

او با تردید در مورد تصمیم خود رنج می برد.

the project was bedevilled by constant delays.

این پروژه به دلیل تاخیرهای مداوم با مشکل مواجه بود.

she felt bedevilled by her persistent health issues.

او به دلیل مشکلات مداوم سلامتی خود احساس درماندگی می کرد.

they were bedevilled by financial problems.

آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کردند.

the team was bedevilled by injuries throughout the season.

در طول فصل، تیم با آسیب‌دیدگی‌های متعددی مواجه بود.

his mind was bedevilled with thoughts of failure.

ذهنش با افکار شکست پر شده بود.

the company was bedevilled by legal troubles.

شرکت با مشکلات حقوقی مواجه بود.

she was bedevilled by her past mistakes.

او به دلیل اشتباهات گذشته خود احساس درماندگی می کرد.

the meeting was bedevilled by technical difficulties.

جلسه به دلیل مشکلات فنی با مشکل مواجه بود.

he was bedevilled by a lack of motivation.

او به دلیل فقدان انگیزه احساس درماندگی می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید