bedevilled by problems
رنجیده از مشکلات
bedevilled with doubt
رنجیده از تردید
bedevilled his efforts
تلاشهای او را رنجاند
bedevilled the project
پروژه را رنجاند
bedevilled the negotiations
مذاکرات را رنجاند
he was bedevilled by doubts about his decision.
او با تردید در مورد تصمیم خود رنج می برد.
the project was bedevilled by constant delays.
این پروژه به دلیل تاخیرهای مداوم با مشکل مواجه بود.
she felt bedevilled by her persistent health issues.
او به دلیل مشکلات مداوم سلامتی خود احساس درماندگی می کرد.
they were bedevilled by financial problems.
آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کردند.
the team was bedevilled by injuries throughout the season.
در طول فصل، تیم با آسیبدیدگیهای متعددی مواجه بود.
his mind was bedevilled with thoughts of failure.
ذهنش با افکار شکست پر شده بود.
the company was bedevilled by legal troubles.
شرکت با مشکلات حقوقی مواجه بود.
she was bedevilled by her past mistakes.
او به دلیل اشتباهات گذشته خود احساس درماندگی می کرد.
the meeting was bedevilled by technical difficulties.
جلسه به دلیل مشکلات فنی با مشکل مواجه بود.
he was bedevilled by a lack of motivation.
او به دلیل فقدان انگیزه احساس درماندگی می کرد.
bedevilled by problems
رنجیده از مشکلات
bedevilled with doubt
رنجیده از تردید
bedevilled his efforts
تلاشهای او را رنجاند
bedevilled the project
پروژه را رنجاند
bedevilled the negotiations
مذاکرات را رنجاند
he was bedevilled by doubts about his decision.
او با تردید در مورد تصمیم خود رنج می برد.
the project was bedevilled by constant delays.
این پروژه به دلیل تاخیرهای مداوم با مشکل مواجه بود.
she felt bedevilled by her persistent health issues.
او به دلیل مشکلات مداوم سلامتی خود احساس درماندگی می کرد.
they were bedevilled by financial problems.
آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کردند.
the team was bedevilled by injuries throughout the season.
در طول فصل، تیم با آسیبدیدگیهای متعددی مواجه بود.
his mind was bedevilled with thoughts of failure.
ذهنش با افکار شکست پر شده بود.
the company was bedevilled by legal troubles.
شرکت با مشکلات حقوقی مواجه بود.
she was bedevilled by her past mistakes.
او به دلیل اشتباهات گذشته خود احساس درماندگی می کرد.
the meeting was bedevilled by technical difficulties.
جلسه به دلیل مشکلات فنی با مشکل مواجه بود.
he was bedevilled by a lack of motivation.
او به دلیل فقدان انگیزه احساس درماندگی می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید