bedfellow

[ایالات متحده]/'bedfeləʊ/
[بریتانیا]/'bɛdfɛlo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با شخص دیگری در یک تخت می‌خوابد؛ شخصی که در همان تخت می‌خوابد؛ یک شریک نزدیک، همکار یا هم‌پیمان
Word Forms
جمعbedfellows
شکل سوم شخص مفردbedfellows

عبارات و ترکیب‌ها

unusual bedfellow

همراه غیرمعمول

political bedfellow

همراه سیاسی

unlikely bedfellow

همراه نامحتمل

جملات نمونه

Art and rugby may seem strange bedfellows, but the local rugby club donated £2000 to help fund an art exhibition.

هنر و راگبی ممکن است به نظر هم بسترهای عجیب و غریب به نظر برسند، اما باشگاه راگبی محلی مبلغ 2000 پوند اهدا کرد تا از برگزاری یک نمایشگاه هنری حمایت کند.

Politics makes strange bedfellows.

سیاست، هم بسترهای عجیبی را به وجود می‌آورد.

Money and art are unlikely bedfellows.

پول و هنر، هم بسترهای نامحتمل هستند.

Science and religion are often seen as unlikely bedfellows.

علم و مذهب اغلب به عنوان هم بسترهای نامحتمل تلقی می‌شوند.

Technology and nature can be strange bedfellows.

فناوری و طبیعت می‌توانند هم بسترهای عجیبی باشند.

Tradition and innovation can be uneasy bedfellows.

سنن و نوآوری می‌توانند هم بسترهای ناخوشایند باشند.

The two companies make unlikely bedfellows in the business world.

این دو شرکت در دنیای تجارت، هم بسترهای نامحتمل هستند.

Art and commerce make strange bedfellows in this exhibition.

هنر و تجارت در این نمایشگاه، هم بسترهای عجیبی هستند.

Fashion and sustainability are becoming unlikely bedfellows in the industry.

مد و پایداری در این صنعت به هم بسترهای نامحتمل تبدیل می‌شوند.

The two musicians are unexpected bedfellows in this collaboration.

این دو نوازنده در این همکاری، هم بسترهای غیرمنتظره هستند.

In this project, tradition and modernity are interesting bedfellows.

در این پروژه، سنت و مدرنیته، هم بسترهای جالبی هستند.

نمونه‌های واقعی

The pregnancy disability case has produced some strange bedfellows.

موارد ناتوانی بارداری، همکاران عجیبی را به همراه داشته است.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

Don't be afraid to bring together odd bedfellows.

از دورهم آوردن همکاران عجیب نترسید.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

Wilt thou take the leper for thy bedfellow, and set the beggar at thy board?

آیا حاضری شخص مبتلا به تبری را به عنوان همخوابه و فقیر را به عنوان مهمان در سفره خود بپذیری؟

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

Art and tech are natural bedfellows—" analogous forms of creative problem-solving" , observes Tina Vaz, head of Meta's arts programme.

هنر و فناوری همکاران طبیعی هستند - "فرم های مشابه حل مسئله خلاقانه" ، تینا واز، رئیس برنامه هنری متا، خاطرنشان می کند.

منبع: The Economist Culture

And Melanie, bursting into tears of self-condemnation, fled the room, leaving Scarlett to a tearless bed, with wounded pride, disillusionment and jealousy for bedfellows.

و ملانی که درحالی که اشک های خود را به خود سرزنش می کرد، از اتاق فرار کرد و اسکارلت را با تختخوابی بدون اشک، با غرور، بدبینی و حسادت به عنوان همخوابه رها کرد.

منبع: Gone with the Wind

In other important ways, though, the party that used to treat corporate America as a bedfellow has started to disown it.

با این حال، به روش های دیگر مهم، حزبی که زمانی شرکت های آمریکایی را به عنوان همخوابه می دانست، شروع به کنار گذاشتن آن کرده است.

منبع: Economist Business

I guessed that he would have a passionate bedfellow that night, but would never know to what prickings of conscience he owed her ardor.

حدس زدم که او آن شب یک همخوابه پرشور خواهد داشت، اما هرگز نمی دانست که او به چه احساساتی بدهکار اوست.

منبع: Blade (Part Two)

Neither Ashley nor I cared much for each other as bedfellows but — Ashley never believed in the Klan because he's against violence of any sort.

نه من و نه اشلی زیاد به هم به عنوان همخوابه اهمیت نمی دادیم اما - اشلی هرگز به گروه کلاوان اعتقاد نداشت زیرا او مخالف خشونت از هر نوع است.

منبع: Gone with the Wind

" Stannis Baratheon is too bloody righteous to buy men. Nor would he make a comfortable lord for the likes of Petyr. This war has made for some queer bedfellows, I agree, but those two? No" .

«استانیس باراثئون آنقدر سخیف و درستکار است که نمی تواند مردان را بخرد. او نمی تواند یک ارباب راحت برای کسی مانند پیتر باشد. این جنگ باعث شده است که همکاران عجیبی داشته باشم، موافقم، اما آن دو؟ نه.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

That is the thing about Section 230: it's kind of built this, like, king-sized  mattress of strange bedfellows who are all teaming up and saying, " We want it gone." MATTHEW HERRICK: It is literally this, like, ominous, looming monster!

این در مورد بخش 230 این است: این اساساً یک تشک بزرگ سایز پادشاهی از همکاران عجیب و غریب است که همه در حال همکاری و گفتن هستند: "ما می خواهیم آن را از بین ببریم." MATTHEW HERRICK: این واقعاً این است، مانند یک هیولای شوم و آویزان!

منبع: Radio Laboratory

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید