bedlamite

[ایالات متحده]/ˈbɛdləmˌaɪt/
[بریتانیا]/ˈbɛdləmaɪt/

ترجمه

n. فردی که دیوانه یا وحشی است؛ یک دیوانه.
adj. دیوانه، دیوانه‌وار، یا بی‌نظم.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bedlamite tendencies

تمایلات آشوب‌طلبانه

a bedlamite scene

صحنه آشوب‌طلبانه

bedlamite behavior

رفتار آشوب‌طلبانه

the bedlamite crowd

گروه آشوب‌طلب

a true bedlamite

یک آشوب‌طلب واقعی

bedlamite energy

انرژی آشوب‌طلبانه

amidst bedlamite noise

در میان سر و صدای آشوب‌طلبانه

bedlamite frenzy

جنون آشوب‌طلبانه

جملات نمونه

the bedlamite shouted in the streets, causing a scene.

او در خیابان‌ها فریاد می‌زد و باعث ایجاد صحنه می‌شد.

he was considered a bedlamite after his erratic behavior.

او پس از رفتار نامنظمش به عنوان یک بدلامیت در نظر گرفته شد.

the bedlamite's laughter echoed through the empty hall.

خنده بدلامیت در تالار خالی طنین‌انداز شد.

people avoided the bedlamite, fearing his unpredictable actions.

مردم از بدلامیت دوری می‌کردند، از ترس اقدامات غیرقابل پیش‌بینی او.

the bedlamite was found wandering the city alone.

بدلامیت در حالی که تنها در شهر سرگردان بود، پیدا شد.

in the story, the bedlamite becomes an unlikely hero.

در داستان، بدلامیت به یک قهرمان غیرمنتظره تبدیل می‌شود.

the bedlamite's tales were both entertaining and disturbing.

داستان‌های بدلامیت هم سرگرم‌کننده و هم آزاردهنده بودند.

his friends worried he might turn into a bedlamite.

دوستانش نگران بودند که ممکن است به یک بدلامیت تبدیل شود.

the bedlamite danced wildly at the festival.

بدلامیت به طرز دیوانه‌واری در جشنواره رقصید.

some believed the bedlamite had a hidden wisdom.

برخی معتقد بودند که بدلامیت حکمت پنهانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید