beeswaxed and polished
مومیکاری و صیقلیشده
beeswaxed thread
نخ مومیکاریشده
beeswaxed furniture
اثاثات مومیکاریشده
beeswaxed leather
چرم مومیکاریشده
beeswaxed surfboard
سرتیボード مومیکاریشده
beeswaxed wings
بالهای مومیکاریشده
a beeswaxed floor
کف مومیکاریشده
the wooden surface was beeswaxed to enhance its shine.
سطح چوبی با استفاده از نرمه عسل برای افزایش درخشندگی آن، نرمه عسل زده شد.
she beeswaxed the furniture to protect it from moisture.
او مبلمان را با استفاده از نرمه عسل برای محافظت از آن در برابر رطوبت، نرمه عسل زد.
beeswaxed candles burn longer than regular ones.
شمعهای نرمه عسل بیشتر از شمعهای معمولی روشن میمانند.
the artist beeswaxed her paper to create a unique texture.
هنرمند کاغذ خود را با استفاده از نرمه عسل برای ایجاد یک بافت منحصر به فرد، نرمه عسل زد.
he learned how to make beeswaxed wraps for food storage.
او یاد گرفت که چگونه بستهبندی نرمه عسل برای نگهداری مواد غذایی درست کند.
beeswaxed surfaces are easier to clean and maintain.
سطوح نرمه عسل تمیز کردن و نگهداری آنها آسانتر است.
the beeswaxed leather looked luxurious and smooth.
چرم نرمه عسل ظاهری لوکس و صاف داشت.
she prefers beeswaxed products for their natural properties.
او ترجیح میدهد از محصولات نرمه عسل به دلیل خواص طبیعی آنها استفاده کند.
after beeswaxing, the wood had a beautiful finish.
پس از نرمه عسل زدن، چوب دارای یک پوشش زیبا بود.
he beeswaxed his surfboard for better performance on the waves.
او برای عملکرد بهتر بر روی امواج، تخته موج سواری خود را با استفاده از نرمه عسل، نرمه عسل زد.
beeswaxed and polished
مومیکاری و صیقلیشده
beeswaxed thread
نخ مومیکاریشده
beeswaxed furniture
اثاثات مومیکاریشده
beeswaxed leather
چرم مومیکاریشده
beeswaxed surfboard
سرتیボード مومیکاریشده
beeswaxed wings
بالهای مومیکاریشده
a beeswaxed floor
کف مومیکاریشده
the wooden surface was beeswaxed to enhance its shine.
سطح چوبی با استفاده از نرمه عسل برای افزایش درخشندگی آن، نرمه عسل زده شد.
she beeswaxed the furniture to protect it from moisture.
او مبلمان را با استفاده از نرمه عسل برای محافظت از آن در برابر رطوبت، نرمه عسل زد.
beeswaxed candles burn longer than regular ones.
شمعهای نرمه عسل بیشتر از شمعهای معمولی روشن میمانند.
the artist beeswaxed her paper to create a unique texture.
هنرمند کاغذ خود را با استفاده از نرمه عسل برای ایجاد یک بافت منحصر به فرد، نرمه عسل زد.
he learned how to make beeswaxed wraps for food storage.
او یاد گرفت که چگونه بستهبندی نرمه عسل برای نگهداری مواد غذایی درست کند.
beeswaxed surfaces are easier to clean and maintain.
سطوح نرمه عسل تمیز کردن و نگهداری آنها آسانتر است.
the beeswaxed leather looked luxurious and smooth.
چرم نرمه عسل ظاهری لوکس و صاف داشت.
she prefers beeswaxed products for their natural properties.
او ترجیح میدهد از محصولات نرمه عسل به دلیل خواص طبیعی آنها استفاده کند.
after beeswaxing, the wood had a beautiful finish.
پس از نرمه عسل زدن، چوب دارای یک پوشش زیبا بود.
he beeswaxed his surfboard for better performance on the waves.
او برای عملکرد بهتر بر روی امواج، تخته موج سواری خود را با استفاده از نرمه عسل، نرمه عسل زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید