beetled

[ایالات متحده]/ˈbiːtld/
[بریتانیا]/ˈbiːtəld/

ترجمه

v. به سرعت حرکت کرد یا سفر کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

beetled brows

ابروهای اخم کرده

beetled eyes

چشم‌های اخم کرده

beetled gaze

نگاه اخم

beetled expression

حالت چهره اخم

a beetled helmet

کلاه خودی با لبه‌های خمیده

beetled armor

زره با لبه‌های خمیده

beetled doors

درهای با لبه‌های خمیده

a beetled pathway

مسیر با لبه‌های خمیده

جملات نمونه

his eyebrows beetled in confusion when he heard the news.

ابروهایش درهم گشود و با شنیدن خبر گیج شد.

she beetled her brow as she concentrated on the difficult math problem.

او در حالی که روی مسئله ریاضی دشوار تمرکز می‌کرد، پیشانی خود را درهم کشید.

the teacher beetled her eyes at the students who were talking.

معلم با اخم به دانش‌آموزانی که صحبت می‌کردند نگاه کرد.

he beetled his forehead in frustration after losing the game.

او پس از باختن در بازی، با ناامیدی پیشانی خود را درهم کشید.

her face beetled with anger when she saw the mess.

وقتی آشفتگی را دید، صورتش از خشم درهم گشود.

the manager beetled his brow at the poor performance of the team.

مدیر با اخم به عملکرد ضعیف تیم نگاه کرد.

as the deadline approached, he beetled his brow in anxiety.

همانطور که مهلت مقرر نزدیک می‌شد، او با اضطراب پیشانی خود را درهم کشید.

she beetled her eyes at the unexpected turn of events.

او با اخم به تغییرات غیرمنتظره رویدادها نگاه کرد.

the detective beetled his brow while examining the evidence.

مامور پلیس در حالی که مدارک را بررسی می‌کرد، پیشانی خود را درهم کشید.

he beetled his forehead as he tried to remember where he left his keys.

او در حالی که سعی می‌کرد به یاد بیاورد کلیدهایش را کجا گذاشته است، پیشانی خود را درهم کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید