befooled

[ایالات متحده]/bɪˈfʊld/
[بریتانیا]/biˈfuːld/

ترجمه

v برای فریب دادن یا گمراه کردن کسی؛ برای حقه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

befooled by appearances

فریب ظاهر

easily befooled

به راحتی فریب خوردن

جملات نمونه

don't befooled by his charming smile.

فریب لبخند جذاب او را نخورید.

many people were befooled by the scam.

بسیاری از افراد توسط این کلاهبرداری فریب خوردند.

she felt befooled after believing his lies.

او بعد از باور کردن دروغ‌هایش احساس فریب‌خوری کرد.

it's easy to befooled in a complicated situation.

در یک موقعیت پیچیده فریب خوردن آسان است.

he was befooled into thinking it was a good deal.

او فریب خورد و فکر کرد که معامله خوبی است.

don't let yourself befooled by false advertising.

خودتان را با تبلیغات دروغ فریب نخورید.

she realized she had been befooled after the truth came out.

او متوجه شد که بعد از آشکار شدن حقیقت فریب خورده است.

he often befooled his friends with clever tricks.

او اغلب دوستان خود را با ترفندهای زیرکانه فریب می‌داد.

don't befooled by appearances; things are not always as they seem.

فریب ظاهر را نخورید؛ همه چیز همیشه آنطور که به نظر می‌رسد نیست.

she felt befooled after trusting the wrong person.

او بعد از اعتماد به شخص اشتباه احساس فریب‌خوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید