befooling

[ایالات متحده]/bɪˈfʊlɪŋ/
[بریتانیا]/bəˈfuːlɪŋ/

ترجمه

v. کسی را فریب دادن یا گمراه کردن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

befooling oneself

خودفریبی

befooling someone

فریب دادن کسی

trying to befool

تلاش برای فریب دادن

accused of befooling

متهم به فریب دادن

skilled at befooling

ماهر در فریب دادن

befooling the public

فریب دادن مردم

impossible to befool

غیرقابل فریب دادن

befooling through deception

فریب از طریق فریبکاری

جملات نمونه

he was befooling himself by thinking he could pass the exam without studying.

او داشت خود را فریب می‌داد و فکر می‌کرد می‌تواند بدون تلاش در امتحان قبول شود.

don't let anyone befool you into believing that money can buy happiness.

به کسی اجازه ندهید شما را فریب دهد و به شما القا کند که پول می‌تواند خوشبختی را به دست آورد.

she realized she was befooling herself about the relationship.

او متوجه شد که در مورد رابطه خود را فریب داده است.

the magician was just befooling the audience with his tricks.

جادوگر فقط داشت با شعبده‌هایش مخاطبان را فریب می‌داد.

he felt embarrassed after realizing he had been befooling his friends.

بعد از اینکه متوجه شد دوستانش را فریب داده است، شرمس شد.

they were befooling themselves into thinking they would win the match.

آنها داشتند خودشان را فریب می‌دادند و فکر می‌کردند مسابقه را برنده خواهند شد.

it's easy to befool others, but it's harder to face the truth.

فریب دادن دیگران آسان است، اما مواجهه با حقیقت سخت‌تر است.

his stories were just a way of befooling people for attention.

داستان‌های او فقط راهی برای فریب دادن مردم برای جلب توجه بود.

she was tired of befooling herself with false hopes.

او از فریب دادن خود با امیدهای واهی خسته شده بود.

don't let anyone befool you with empty promises.

به کسی اجازه ندهید شما را با وعده‌های پوچ فریب دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید