beg for forgiveness
برای بخشش درخواست کردن
beg for mercy
برای رحمت درخواست کردن
beg for help
برای کمک درخواست کردن
beg for food
برای غذا درخواست کردن
beg for money
برای پول درخواست کردن
beg for
برای درخواست کردن
beg your pardon
ببخشید
go begging
گدایی کردن
beg off
از انجام دادن امتناع کردن
beg one's pardon
ببخشید
they had to beg for food.
آنها مجبور بودند برای غذا درخواست کنند.
beg the point in a dispute.
به نکته اختلاف توجه کنید.
beg sb. to do sth.
کسی را متقاعد کنید کاری را انجام دهد.
beseech help.See Synonyms at beg
به کمک نیاز است. برای کلمه beg به مترادف ها مراجعه کنید.
May I beg you for a subscription?
آیا میتوانم از شما برای اشتراک درخواست کنم؟
that's your opinion—I beg to differ.
این نظر شماست - من اجازه دارم اختلاف نظر کنم.
I beg your pardon for intruding.
برای مزاحمت از شما عذرخواهی میکنم.
I beg your pardon, miss.
عذرخواهی میکنم خانم.
I beg to inform you that ...
می خواهم به شما اطلاع دهم که...
I beg to point out that you are wrong.
می خواهم به شما یادآوری کنم که اشتباه می کنید.
I beg of you not to run any risk.
از شما می خواهم هیچ خطری را نپذیرید.
Derelicts often beg on the streets.
بی خانمان ها اغلب در خیابان ها گدایی می کنند.
I will now beg leave to make some observations.
اکنون اجازه می خواهم تا برخی از مشاهدات را بیان کنم.
I beg your indulgence for just a few minutes.
برای چند دقیقه از شما خواهش می کنم.
The statement begs the very point we are disputing.
این ادعا دقیقا همان نکته ای است که ما در مورد آن اختلاف نظر داریم.
All of which begs the question as to who will fund the project.
همه اینها این سوال را مطرح می کند که چه کسی بودجه پروژه را تامین خواهد کرد.
He was too tired even to beg.
حتی برای خواهش کردن هم خیلی خسته بود.
منبع: Oliver Twist (abridged version)It's hard to conceive, and begs more questions.
درک آن دشوار است و سوالات بیشتری را مطرح می کند.
منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 CollectionRaj, you're our group historian. Has Sheldon ever begged before? Three times.
راج، شما مورخ گروه ما هستید. آیا شلدون تا به حال خواهش کرده است؟ سه بار.
منبع: The Big Bang Theory Season 5God will not punish me, not if I beg for my life!
خداوند به من مجازات نخواهد کرد، به شرطی که برای زندگیام خواهش کنم!
منبع: Bedtime stories for childrenAgain it adds force or emphasis, but it's not begging.
باز هم این به معنای افزودن قدرت یا تاکید است، اما به معنای خواهش کردن نیست.
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonI beg to differ. The Pictionary incident?
من با شما مخالفم. حادثه پیکچِر؟
منبع: Friends Season 1 (Edited Version)And therefore to her parish, she was begging back her way.
و به همین دلیل به حوزه کشیشی خود، او داشت راه خود را به دست می آورد.
منبع: UK original primary school Chinese language classRemember this? Remember how you begged us to buy you a guitar?
این را به یاد دارید؟ به یاد دارید که چقدر از ما خواهش کردید که برایتان گیتار بگیریم؟
منبع: Desperate Housewives Season 7And yet there was a terror in my throat as I begged her.
با این حال، در حالی که از او خواهش می کردم، وحشتی در گلویم بود.
منبع: Flowers for AlgernonPolice bodycam video showed officers dragging, beating, and stunning Greene as he begged for mercy.
تصاویر ویدئویی دوربین بدنی پلیس نشان داد که افسران گرین را می کشند، کتک می زنند و شوک الکتریکی به او وارد می کنند در حالی که او برای رحمت خواهش می کرد.
منبع: AP Listening Collection December 2022لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید