beg

[ایالات متحده]/beɡ/
[بریتانیا]/beɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. درخواست چیزی به عنوان صدقه یا هدیه، pleading یا درخواست به طور فوری

عبارات و ترکیب‌ها

beg for forgiveness

برای بخشش درخواست کردن

beg for mercy

برای رحمت درخواست کردن

beg for help

برای کمک درخواست کردن

beg for food

برای غذا درخواست کردن

beg for money

برای پول درخواست کردن

beg for

برای درخواست کردن

beg your pardon

ببخشید

go begging

گدایی کردن

beg off

از انجام دادن امتناع کردن

beg one's pardon

ببخشید

جملات نمونه

they had to beg for food.

آنها مجبور بودند برای غذا درخواست کنند.

beg the point in a dispute.

به نکته اختلاف توجه کنید.

beg sb. to do sth.

کسی را متقاعد کنید کاری را انجام دهد.

beseech help.See Synonyms at beg

به کمک نیاز است. برای کلمه beg به مترادف ها مراجعه کنید.

May I beg you for a subscription?

آیا می‌توانم از شما برای اشتراک درخواست کنم؟

that's your opinion—I beg to differ.

این نظر شماست - من اجازه دارم اختلاف نظر کنم.

I beg your pardon for intruding.

برای مزاحمت از شما عذرخواهی می‌کنم.

I beg your pardon, miss.

عذرخواهی می‌کنم خانم.

I beg to inform you that ...

می خواهم به شما اطلاع دهم که...

I beg to point out that you are wrong.

می خواهم به شما یادآوری کنم که اشتباه می کنید.

I beg of you not to run any risk.

از شما می خواهم هیچ خطری را نپذیرید.

Derelicts often beg on the streets.

بی خانمان ها اغلب در خیابان ها گدایی می کنند.

I will now beg leave to make some observations.

اکنون اجازه می خواهم تا برخی از مشاهدات را بیان کنم.

I beg your indulgence for just a few minutes.

برای چند دقیقه از شما خواهش می کنم.

The statement begs the very point we are disputing.

این ادعا دقیقا همان نکته ای است که ما در مورد آن اختلاف نظر داریم.

All of which begs the question as to who will fund the project.

همه اینها این سوال را مطرح می کند که چه کسی بودجه پروژه را تامین خواهد کرد.

نمونه‌های واقعی

He was too tired even to beg.

حتی برای خواهش کردن هم خیلی خسته بود.

منبع: Oliver Twist (abridged version)

It's hard to conceive, and begs more questions.

درک آن دشوار است و سوالات بیشتری را مطرح می کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Raj, you're our group historian. Has Sheldon ever begged before? Three times.

راج، شما مورخ گروه ما هستید. آیا شلدون تا به حال خواهش کرده است؟ سه بار.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

God will not punish me, not if I beg for my life!

خداوند به من مجازات نخواهد کرد، به شرطی که برای زندگی‌ام خواهش کنم!

منبع: Bedtime stories for children

Again it adds force or emphasis, but it's not begging.

باز هم این به معنای افزودن قدرت یا تاکید است، اما به معنای خواهش کردن نیست.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

I beg to differ. The Pictionary incident?

من با شما مخالفم. حادثه پیکچِر؟

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

And therefore to her parish, she was begging back her way.

و به همین دلیل به حوزه کشیشی خود، او داشت راه خود را به دست می آورد.

منبع: UK original primary school Chinese language class

Remember this? Remember how you begged us to buy you a guitar?

این را به یاد دارید؟ به یاد دارید که چقدر از ما خواهش کردید که برایتان گیتار بگیریم؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

And yet there was a terror in my throat as I begged her.

با این حال، در حالی که از او خواهش می کردم، وحشتی در گلویم بود.

منبع: Flowers for Algernon

Police bodycam video showed officers dragging, beating, and stunning Greene as he begged for mercy.

تصاویر ویدئویی دوربین بدنی پلیس نشان داد که افسران گرین را می کشند، کتک می زنند و شوک الکتریکی به او وارد می کنند در حالی که او برای رحمت خواهش می کرد.

منبع: AP Listening Collection December 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید