beggared

[ایالات متحده]/ˈbɛɡərd/
[بریتانیا]/ˈbɛɡərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v برای محروم کردن کسی از پول یا دارایی‌هایش، به طوری که بسیار فقیر شود
adj بسیار فقیر; بی‌بضاعت

عبارات و ترکیب‌ها

beggared belief

فاقد باور

beggared description

فاقد توصیف

beggar's belief

باورهای یک گدا

beggared by poverty

به دلیل فقر

beggar description

توصیف گدا

beggared by debt

به دلیل بدهی

جملات نمونه

his reckless spending beggared him by the end of the year.

هزینه‌های بی‌پروايش او باعث ورشکستگی‌اش در پایان سال شد.

the war beggared the once prosperous nation.

جنگ باعث ورشکستگی ملتی شد که زمانی مرفه بود.

she beggared her family with her gambling addiction.

اعتیاد او به قمار باعث ورشکستگی خانواده‌اش شد.

years of poor management beggared the company.

سال‌ها مدیریت ضعیف باعث ورشکستگی شرکت شد.

the drought beggared the farmers in the region.

خشکسالی باعث ورشکستگی کشاورزان در این منطقه شد.

his decisions beggared the entire community.

تصمیمات او باعث ورشکستگی کل جامعه شد.

the economic crisis beggared many families.

بحران اقتصادی باعث ورشکستگی بسیاری از خانواده‌ها شد.

they beggared themselves in pursuit of luxury.

آنها در پی تجملات خود را ورشکست کردند.

her lavish lifestyle beggared her savings.

سبک زندگی پر زرق و برق او پس اندازهایش را ورشکست کرد.

the charity's funds were beggared by mismanagement.

بودجه خیریه به دلیل سوء مدیریت ورشکست شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید