begrudge

[ایالات متحده]/bɪˈɡrʌdʒ/
[بریتانیا]/bɪˈɡrʌdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حسادت کردن، احساس کینه کردن؛ مایل نبودن به دادن

عبارات و ترکیب‌ها

begrudge someone something

احساس حسادت کردن به چیزی برای کسی

جملات نمونه

begrudged every penny spent.

او خرج هر پنی را به رنج می برد.

she begrudged Martin his affluence.

او ثروت مارتین را به رنج می برد.

nobody begrudges a single penny spent on health.

هیچ کس خرج یک پنی برای سلامتی را به رنج نمی برد.

She did not begrudge the money spent on her children's education.

او خرج پول برای تحصیل فرزندانش را به رنج نمی برد.

She begrudged her friend the award.

او جایزه دوستش را به رنج می برد.

She begrudged his youth.

او جوانی او را به رنج می برد.

Don’t begrudge his just reward.

پاداش عادلانه او را به رنج نبر.

We should not begrudge our neighbour’s richness.

ما نباید ثروت همسایه خود را به رنج بریم.

I begrudge spending so much money on train fares.

من خرج کردن این همه پول برای بلیط قطار را به رنج می برم.

Why begrudge him his success?

چرا موفقیت او را به رنج بریم؟

She begrudged him his youth.See Synonyms at envy

او جوانی او را به رنج می برد.به مترادف ها در حسادت مراجعه کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید