bemoaner

[ایالات متحده]/bɪˈməʊnə/
[بریتانیا]/bɪˈmoʊnər/

ترجمه

n. کسی که زاری می‌کند؛ شخصی که شکایت می‌کند یا در مورد چیزی نارضایتی ابراز می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

chronic bemoaner

زاری مزمن

serial bemoaner

زاری مداوم

professional bemoaner

زاری حرفه‌ای

constant bemoaner

زاری دائمی

eternal bemoaner

زاری ابدی

bemoaner of destiny

زاری‌کننده سرنوشت

bemoaner of circumstances

زاری‌کننده شرایط

جملات نمونه

he is a chronic bemoaner of his bad luck, never taking responsibility for his situation.

او به طور مزمن از بدشانسی خود شکایت می‌کند و هرگز مسئولیت وضعیت خود را بر عهده نمی‌گیرد.

many citizens bemoan the decline of traditional values in modern society.

شهروندان زیادی نسبت به کاهش ارزش‌های سنتی در جامعه مدرن ابراز نارضایتی می‌کنند.

she bemoaned the loss of her childhood home to urban development.

او از دست دادن خانه‌ی دوران کودکی‌اش به دلیل توسعه شهری ابراز تاسف کرد.

the economist bemoaned the rising inflation rates that are eroding middle-class savings.

اقتصاددان نسبت به افزایش نرخ تورم که در حال از بین بردن پس‌انداز طبقه متوسط ​​است، ابراز تاسف کرد.

critics bemoan the state of modern education, claiming it's too standardized.

منتقدان نسبت به وضعیت آموزش مدرن ابراز نارضایتی می‌کنند و ادعا می‌کنند که بیش از حد استاندارد شده است.

he bemoaned the fact that nobody appreciated his artistic vision.

او از این واقعیت که هیچ کس قدردان دیدگاه هنری او نبود، شکایت کرد.

environmentalists bemoan the rapid deforestation of the amazon rainforest.

فعال محیط زیست نسبت به تخریب سریع جنگل‌های آمازون ابراز نگرانی می‌کنند.

the retired teacher bemoans the lack of respect for educators today.

معلم بازنشسته نسبت به فقدان احترام برای مربیان امروزی ابراز تاسف می‌کند.

local shop owners bemoan the opening of big chain stores in their neighborhood.

صاحبان مغازه‌های محلی نسبت به افتتاح فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ در محله خود ابراز نارضایتی می‌کنند.

she bemoaned bitterly the end of her successful career.

او به شدت از پایان دادن به شغل موفقیت‌آمیزش ابراز تاسف کرد.

parents bemoan the negative influence of social media on their children.

والدین نسبت به تأثیر منفی رسانه‌های اجتماعی بر فرزندان خود ابراز ناراحتی می‌کنند.

the politician bemoaned the division within his own party.

سیاستمدار نسبت به تفرقه در حزب خود ابراز تاسف کرد.

historians bemoan the destruction of ancient architectural landmarks.

تاریخ‌نگاران نسبت به تخریب بناهای تاریخی باستانی ابراز تاسف می‌کنند.

farmers bemoan the unpredictable weather patterns affecting their crops.

کشاورزان نسبت به الگوهای آب و هوای غیرقابل پیش‌بینی که بر محصولات آنها تأثیر می‌گذارد، ابراز ناراحتی می‌کنند.

elderly people often bemoan the fast pace of technological change.

سالمندان اغلب از سرعت بالای تغییرات فناوری شکایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید