bequeather

[ایالات متحده]/bɪˈkwiːθər/
[بریتانیا]/bəˈkwɛθər/

ترجمه

n. فردی که چیزی، معمولاً پول یا املاک را به ارث می‌گذارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

the last bequeather

آخرین وصی

a generous bequeather

وصی سخاوتمند

bequeather of wealth

وصی ثروت

the bequeather's wishes

خواسته های وصی

the bequeather's legacy

میراث وصی

جملات نمونه

the bequeather left a significant fortune to his family.

وصی ثروت قابل توجهی را به خانواده‌اش بخشید.

as a bequeather, she ensured her wishes were clearly stated in the will.

به عنوان وصی، او اطمینان حاصل کرد که خواسته هایش به وضوح در وصیت نامه ذکر شده است.

the bequeather's generosity was well-known in the community.

جشنی وصی در جامعه به خوبی شناخته شده بود.

he acted as a bequeather, passing down his knowledge to the next generation.

او به عنوان وصی عمل کرد و دانش خود را به نسل بعدی منتقل کرد.

the bequeather's estate was divided among several charities.

اموال وصی بین چندین خیریه تقسیم شد.

being a bequeather requires careful planning and consideration.

وصی بودن مستلزم برنامه ریزی و بررسی دقیق است.

the bequeather specified conditions for the inheritance in the will.

وصی شرایط ارث را در وصیت نامه مشخص کرد.

many people do not understand the responsibilities of a bequeather.

بسیاری از مردم مسئولیت های یک وصی را درک نمی کنند.

the bequeather's wishes were honored during the reading of the will.

خواسته های وصی در هنگام تلاوت وصیت نامه مورد احترام قرار گرفت.

as a bequeather, he wanted to leave a lasting impact on society.

به عنوان وصی، او می خواست تأثیر ماندگاری بر جامعه بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید