besmeared

[ایالات متحده]/bɪˈsmeəd/
[بریتانیا]/biˈsmeərd/

ترجمه

v. گذشته‌ی participle از besmear

عبارات و ترکیب‌ها

besmeared with lipstick

به لکه‌دار شده با رژ لب

جملات نمونه

the walls were besmeared with colorful graffiti.

دیوارها با گرافیتی‌های رنگارنگ پوشیده شده بودند.

her dress was besmeared with mud after the rain.

لباسش بعد از باران با گل پوشیده شده بود.

the children besmeared their faces with chocolate.

کودکان صورت‌های خود را با شکلات پوشاندند.

the artist intentionally besmeared paint on the canvas.

هنرمند عمداً رنگ را روی بوم پخش کرد.

after the paint fight, everyone was besmeared with colors.

بعد از مسابقه نقاشی، همه با رنگ‌ها پوشیده شده بودند.

the car was besmeared with dirt from the muddy road.

ماشین با گل از جاده خاکی پوشیده شده بود.

she noticed her hands were besmeared with ink.

متوجه شد که دست‌هایش با جوهر پوشیده شده‌اند.

the chef's apron was besmeared with various sauces.

پیشبند سرآشپز با انواع سس‌ها پوشیده شده بود.

the window was besmeared with fingerprints.

پنجره با اثر انگشتان پوشیده شده بود.

he was besmeared with paint after the art class.

او بعد از کلاس هنر با رنگ پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید