experiencing biblio-phobia
در حال تجربه بیلیو-فوبیا
overcoming biblio-phobia
پیروز شدن بر بیلیو-فوبیا
suffering biblio-phobia
درد بیلیو-فوبیا
biblio-phobia test
آزمون بیلیو-فوبیا
diagnosing biblio-phobia
تشخیص بیلیو-فوبیا
biblio-phobia symptoms
симptomهای بیلیو-فوبیا
biblio-phobia causes
عوامل ایجاد بیلیو-فوبیا
fear biblio-phobia
ترس از بیلیو-فوبیا
her biblio-phobia prevented her from enjoying the library's vast collection.
ترس او از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) او را از لذت بردن از مجموعه کتابخانهای گسترده جلوگیری کرد.
he suspected his child's biblio-phobia stemmed from a negative experience with a textbook.
او فکر میکرد ترس کودکش از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) از تجربه منفی با یک کتاب درسی ناشی شده بود.
the therapist suggested strategies to overcome her debilitating biblio-phobia.
درمانگر راهکارهایی برای غلبه بر ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) او پیشنهاد کرد.
despite her biblio-phobia, she admired the library's beautiful architecture.
در این حال که او دارای ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) بود، زیبایی معماری کتابخانه را تحسین میکرد.
his biblio-phobia made browsing bookstores a stressful and unpleasant experience.
ترس او از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) بازدید از فروشگاههای کتاب را تجربهای استرسزا و نامطلوب جلوگیری کرد.
she recognized her biblio-phobia as a barrier to academic success.
او ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) خود را به عنوان مانعی از موفقیت تحصیلی شناسایی کرد.
the child's biblio-phobia was a source of concern for his parents.
ترس کودک از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) منبع نگرانی برای والدینش بود.
understanding the root of her biblio-phobia was crucial for treatment.
فهم علت ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) او برای درمان حیاتی بود.
he tried to reassure her that her biblio-phobia wasn't insurmountable.
او سعی کرد او را مطمئن کند ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) او غیرقابل پیروی نیست.
the psychologist explored potential causes of the patient's biblio-phobia.
روانشناس علل محتمل ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) بیمار را بررسی کرد.
she felt a wave of anxiety associated with her biblio-phobia when entering the library.
وقتی وارد کتابخانه میشد، او احساس موجی از نگرانی مرتبط با ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) خود میکرد.
experiencing biblio-phobia
در حال تجربه بیلیو-فوبیا
overcoming biblio-phobia
پیروز شدن بر بیلیو-فوبیا
suffering biblio-phobia
درد بیلیو-فوبیا
biblio-phobia test
آزمون بیلیو-فوبیا
diagnosing biblio-phobia
تشخیص بیلیو-فوبیا
biblio-phobia symptoms
симptomهای بیلیو-فوبیا
biblio-phobia causes
عوامل ایجاد بیلیو-فوبیا
fear biblio-phobia
ترس از بیلیو-فوبیا
her biblio-phobia prevented her from enjoying the library's vast collection.
ترس او از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) او را از لذت بردن از مجموعه کتابخانهای گسترده جلوگیری کرد.
he suspected his child's biblio-phobia stemmed from a negative experience with a textbook.
او فکر میکرد ترس کودکش از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) از تجربه منفی با یک کتاب درسی ناشی شده بود.
the therapist suggested strategies to overcome her debilitating biblio-phobia.
درمانگر راهکارهایی برای غلبه بر ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) او پیشنهاد کرد.
despite her biblio-phobia, she admired the library's beautiful architecture.
در این حال که او دارای ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) بود، زیبایی معماری کتابخانه را تحسین میکرد.
his biblio-phobia made browsing bookstores a stressful and unpleasant experience.
ترس او از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) بازدید از فروشگاههای کتاب را تجربهای استرسزا و نامطلوب جلوگیری کرد.
she recognized her biblio-phobia as a barrier to academic success.
او ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) خود را به عنوان مانعی از موفقیت تحصیلی شناسایی کرد.
the child's biblio-phobia was a source of concern for his parents.
ترس کودک از کتابخانه (بیبلیو-فوبیا) منبع نگرانی برای والدینش بود.
understanding the root of her biblio-phobia was crucial for treatment.
فهم علت ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) او برای درمان حیاتی بود.
he tried to reassure her that her biblio-phobia wasn't insurmountable.
او سعی کرد او را مطمئن کند ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) او غیرقابل پیروی نیست.
the psychologist explored potential causes of the patient's biblio-phobia.
روانشناس علل محتمل ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) بیمار را بررسی کرد.
she felt a wave of anxiety associated with her biblio-phobia when entering the library.
وقتی وارد کتابخانه میشد، او احساس موجی از نگرانی مرتبط با ترس کتابخانهای (بیبلیو-فوبیا) خود میکرد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now