biface tool
ابزار دو وجهی
biface artifact
اشیای دو وجهی
examine the biface
بررسی بیفیس
biface analysis
تجزیه و تحلیل بیفیس
a biface point
نقطه بیفیس
biface technology
فناوری بیفیس
the biface edge
لبه بیفیس
biface symmetry
تقارن بیفیس
the archaeologist discovered a biface in the ancient site.
باستانشناس یک دو لبهای در محل باستانی کشف کرد.
using a biface is essential for early human survival.
استفاده از دو لبهای برای بقای انسان اولیه ضروری است.
they crafted a biface from flint to hunt animals.
آنها یک دو لبهای از سنگ چخماق برای شکار حیوانات ساختند.
the biface was made with great skill and precision.
دو لبهای با مهارت و دقت فراوان ساخته شده بود.
researchers studied the biface to understand ancient tool-making techniques.
محققان دو لبهای را برای درک تکنیکهای باستانی ساخت ابزار مطالعه کردند.
finding a biface can provide insights into prehistoric cultures.
یافتن یک دو لبهای میتواند بینشی در مورد فرهنگهای پیش از تاریخ ارائه دهد.
the biface served multiple purposes for early humans.
دو لبهای برای انسانهای اولیه اهداف متعددی داشت.
he collected various bifaces from different archaeological sites.
او دو لبههای مختلف را از مکانهای باستانشناسی مختلف جمعآوری کرد.
the design of the biface reflects the ingenuity of its makers.
طراحی دو لبهای نشاندهنده نبوغ سازندگان آن است.
she displayed her collection of bifaces at the museum.
او مجموعه دو لبههای خود را در موزه به نمایش گذاشت.
biface tool
ابزار دو وجهی
biface artifact
اشیای دو وجهی
examine the biface
بررسی بیفیس
biface analysis
تجزیه و تحلیل بیفیس
a biface point
نقطه بیفیس
biface technology
فناوری بیفیس
the biface edge
لبه بیفیس
biface symmetry
تقارن بیفیس
the archaeologist discovered a biface in the ancient site.
باستانشناس یک دو لبهای در محل باستانی کشف کرد.
using a biface is essential for early human survival.
استفاده از دو لبهای برای بقای انسان اولیه ضروری است.
they crafted a biface from flint to hunt animals.
آنها یک دو لبهای از سنگ چخماق برای شکار حیوانات ساختند.
the biface was made with great skill and precision.
دو لبهای با مهارت و دقت فراوان ساخته شده بود.
researchers studied the biface to understand ancient tool-making techniques.
محققان دو لبهای را برای درک تکنیکهای باستانی ساخت ابزار مطالعه کردند.
finding a biface can provide insights into prehistoric cultures.
یافتن یک دو لبهای میتواند بینشی در مورد فرهنگهای پیش از تاریخ ارائه دهد.
the biface served multiple purposes for early humans.
دو لبهای برای انسانهای اولیه اهداف متعددی داشت.
he collected various bifaces from different archaeological sites.
او دو لبههای مختلف را از مکانهای باستانشناسی مختلف جمعآوری کرد.
the design of the biface reflects the ingenuity of its makers.
طراحی دو لبهای نشاندهنده نبوغ سازندگان آن است.
she displayed her collection of bifaces at the museum.
او مجموعه دو لبههای خود را در موزه به نمایش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید