bifid

[ایالات متحده]/ˈbɪfɪd/
[بریتانیا]/ˈbaɪfɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به دو شاخه یا قسمت تقسیم شده; دو شاخه; به ویژه در زمینه زیست‌شناسی

عبارات و ترکیب‌ها

bifid bacteria

باکتری‌های بیفید

bifidobacterium species

گونه‌های بیفیدوباکتریوم

bifid gut flora

فلور روده بیفید

bifid root system

سیستم ریشه بیفید

جملات نمونه

the bifid structure of the leaf allows for better light absorption.

ساختار دوجزئی برگ امکان جذب بهتر نور را فراهم می‌کند.

some species of frogs exhibit bifid tongues for capturing prey.

برخی از گونه‌های قورباغه برای به دام انداختن طعمه، زبان‌های دوجزئی نشان می‌دهند.

the bifid nature of the dna molecule is crucial for genetic replication.

طبیعت دوجزئی مولکول DNA برای تکثیر ژنتیکی بسیار مهم است.

in anatomy, bifid structures can indicate certain developmental anomalies.

در آناتومی، ساختارهای دوجزئی می‌توانند نشان‌دهنده برخی ناهنجاری‌های رشدی باشند.

the bifid design of the tool enhances its functionality.

طراحی دوجزئی ابزار، کارایی آن را افزایش می‌دهد.

researchers found bifid patterns in the data that suggested a correlation.

محققان الگوهای دوجزئی در داده‌ها یافتند که نشان‌دهنده همبستگی بود.

the bifid appearance of the flower attracts more pollinators.

ظاهر دوجزئی گل، حشرات گرده‌افشان بیشتری را جذب می‌کند.

some insects have bifid appendages that aid in movement.

برخی از حشرات دارای اندام‌های دوجزئی هستند که به حرکت آنها کمک می‌کند.

the bifid nature of the mountain range creates unique ecosystems.

طبیعت دوجزئی رشته کوه، اکوسیستم‌های منحصر به فردی ایجاد می‌کند.

in linguistics, a bifid pronunciation can change the meaning of a word.

در زبان‌شناسی، تلفظ دوجزئی می‌تواند معنای یک کلمه را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید