bilks

[ایالات متحده]/bɪlks/
[بریتانیا]/biːlz/

ترجمه

v. کلاهبرداری یا فریب دادن کسی برای گرفتن پول؛ فریب.

جملات نمونه

the con artist bilks unsuspecting victims out of their savings.

هنرمند فریبکار، قربانیان ناآگاه را از پس‌اندازشان کلاهبرداری می‌کند.

he bilks his clients by overcharging for services.

او با دریافت هزینه بیش از حد برای خدمات، مشتریان خود را فریب می‌دهد.

the scammer bilks people by pretending to sell fake tickets.

کلاهبردار مردم را با ادعای فروش بلیط‌های تقلبی فریب می‌دهد.

she was bilked out of her money by a fraudulent investment scheme.

او توسط یک طرح سرمایه‌گذاری جعلی از پولش کلاهبرداری شد.

they bilked the elderly by claiming to offer home repairs.

آنها با ادعای ارائه تعمیرات منزل، افراد مسن را فریب دادند.

the company bilks customers with hidden fees.

شرکت با دریافت هزینه‌های پنهان، مشتریان را فریب می‌دهد.

he bilked his friends into lending him money for a fake business.

او با فریب دوستانش برای قرض دادن پول به او برای یک کسب و کار جعلی، آن‌ها را کلاهبرداری کرد.

online scams often bilk users through phishing emails.

کلاهبرداری‌های آنلاین اغلب با استفاده از ایمیل‌های فیشینگ، کاربران را فریب می‌دهند.

she bilks her way into getting free services from local businesses.

او با فریب، خدمات رایگان از کسب و کارهای محلی به دست می‌آورد.

the fraudulent contractor bilked homeowners by taking deposits and disappearing.

پیمانکار کلاهبردار با دریافت پیش پرداخت و ناپدید شدن، صاحبان خانه را فریب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید