defraud

[ایالات متحده]/dɪˈfrɔːd/
[بریتانیا]/dɪˈfrɔːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از (کسی) پول یا اموال را با فریب به دست آوردن؛ تقلب کردن.

جملات نمونه

defraud sb. of a thing

کلاهبرداری از کسی به خاطر یک چیز

be defrauded of (one's estate)

از ارث خود کلاهبرداری شود

he used a second identity to defraud the bank of thousands of pounds.

او از هویت دوم برای کلاهبرداری از بانک به ارزش هزاران پوند استفاده کرد.

he defrauded investors by deliberately overselling time shares.

او با اغراق عمدی در مورد سهام زمان، سرمایه گذاران را فریب داد.

defrauded the immigrants by selling them worthless land deeds.

او با فروش اسناد مالکیت زمین بی‌ارزش، مهاجران را فریب داد.

He defrauded his employers of thousands of dollars.

او کارفرمایان خود را به ارزش هزاران دلار فریب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید